شک نیست که بحرانی ارزشی جهان را فراگرفته است ولی تردیدی هم نداریم که خداحافظی از خدا فرآیند ساده ای نیست. هنوز مجسمه های بودا در سرتاسر دنیا برپا هستند بنابراین انسان ها نمی توانند مقدس ترین و قوی ترین موجود مقدسی را که جهان به خود دیده است کنار بگذارند.
بشر حق دارد که درباره بنیادی ترین مسائلی که با آن ها درگیر است تفکر و تعقل کند. به کار انداختن عقل و تفکر نه تنها امری نکوهیده نیست که ستودنی و پسندیده است. ولی مشکل از این جا آغاز می شود که ما فیلسوفان پرکاری نداریم و فلسفه در جهان اسلام، به طور کلی دچار رکود شده است. اگر در جهان اسلام، فیلسوفان برجسته و به روزی پدیدار شوند به یقین نقش عمده ای در دین یاری خواهند داشت.
اهمیت دادن به نقل، این بدی را هم دارد که ما در نخستین مساله خود در می مانیم، آیا اصلا خدایی وجود دارد و چرا باید خدا وجود داشته باشد که بعد پیامبری را به نبوت برگزیند و سخنان او را حدیث بدانیم و همه آن ها را هم بپذیریم. این جا است که به اهمیت فلسفه پی می بریم و در می یابیم که انحراف از کجا آغاز شده است. اخبار و احادیث شریف با تمام ارزشی که دارند در یک بحث برون دینی نمی توانند شرکت کنند.
تمام هم و غم دانشمندان ما شده است شرکت در مناظره ها و به خیال خود دفاع از دین که در نهایت بتوانند یک بحث کلامی را ارائه بدهند ولی کجا است دانشمندی که تفلسف کند و بدون برداشت مطالب از این و آن، خود راه حل های تازه ای برای جوانان امروز ارائه دهد؟
امروزه روشن فکران تقلید احکام از یک مجتهد دینی را کسر شان خود می دانند ولی خود در مسائل عقلی که تقلید بر نمی دارد مقلد این و آن اند.

هادی روشنضمیر خوشنویس و هنرمند ایرانی به سال 1351 در بجنورد چشم به جهان گشود.
خوشنویسی را به صورت آزاد دنبال می کرد تا این که به سال 1368 به انجمن خوشنویسان ایران پیوست، به سال 1370 راهی تهران شد و به سال 1378 مدرک ممتاز خود را از انجمن دریافت کرد.
شکل کلی کارهای او به نستعلیق می ماند ولی او تصرفاتی در نستعلیق انجام داده است.
روشن ضمیر از اواسط دهه هفتاد به نقاشی خط پرداخت و با تکنیک های ورق طلا و نقره و اکریلیک تابلوهایی را پدید آورد.
در کارهای ابتدایی او رنگ های زیادی دیده می شد ولی از تکثر به تابلوهای تک رنگ و دو رنگ رسید.
سادگی رنگ ها، فرم و ترکیب کلمات، هندسه حروف و تداخل و ترکیب بندی آن ها از ویژگی های آثار او به شمار می رود.
او این روزها از انجمن خوشنویسان جدا شده است ولی هنوز پای بند خوشنویسی سنتی است چون عقیده دارد که قابلیت های آن زیاد است و بدون ساختارشکنی هم می توان کارهای تازه ارائه کرد.
به سال 1375 آموزشگاه آزاد خط آشنا را راه اندازی کرد و ولی به سال 1387 به خاطر دغدغه های نمایشگاهی خود، آموزشگاه را رها کرد.
وی نخستین نمایشگاه آثار خود را به سال 1380 در گالری فرم برپاکرد و تاکنون شانزده نمایشگاه انفرادی داشته است. از فعالیت های نمایشگاهی او می توان به این ها اشاره داشت:
گالری ملی اندونزی، 2006م.
گالری شمس.
گالری سعدآباد، دو بار.
گالری ساربان.
گالری عقیلی.
گالری پردیس ملت.
قطر، 1390.
نقش خانه اصفهان، دی 1390.
هم چنین در سال های 1382 تا 1387 در نمایشگاه بین المللی قرآن مجید در تهران کارگاه داشت.
در کارهای او اسماء الحسنی جایگاه ویژه ای دارند، او دلیل پرداختن به اسماء حسنی را گستردگی در ترکیب بندی ها و دوری از گرایش های سیاسی می داند.
تابلوهای او چنان با دقت رنگ آمیزی و خطاطی می شوند که انگار کلاژ شده اند ولی اگر به گوشه تابلو بنگریم مواد شره کرده را می بینیم. در واقع او از معدود نسل سومی هایی است که هنوز با دست کار می کند و به رایانه روی نیاورده است.

احمدآریامنش خوشنویس مبتکر، خطاط نوپرداز و هنرمند نوآور ایرانی به سال 1347 در همدان چشم به جهان گشود.
بیست و پنج سال به مشق نستعلیق سرگرم بود تا این که به سال 1364 وارد انجمن خوشنویسان همدان شد و از استادانی چون یدالله آذر پیرا، احمد تیموری، عبدالله فرادی، غلامحسین امیرخانی، جلیل رسولی، علی شیرازی و دکتر جواد بختیاری بهره برد. به سال 1366 رتبه ممتاز گرفت و سال بعد نخستین نمایشگاهش در گالری انجمن برپا کرد.
او از آن زمان تاکنون در دویست نمایشگاه گروهی و بیش از بیست نمایشگاه انفرادی در ایران، روسیه، امارات متحده عربی، الجزایر و ازبکستان شرکت جسته است.
احمدآریا منش به سال 1367 وارد دانشگاه همدان شد تا رشته عمران را دنبال کند ولی تحصیل را ناتمام رها کرد. البته هنوز هم به کارهای فنی، نقشه برداری و نقشه کشی علاقه دارد.
وی تقلید و درجا زدن را نمی پسندید، سال ها به تحقیق روی آثار گذشتگان و خطوط معاصران پرداخت. همواره این خیال را در سر می پخت که شیوه خاص خود را بیابد و خطی نو را به گنجینه خطوط ایرانی بیفزاید.
آیا خوشنویسی ایرانی ظرفیت این را ندارد که با زبانی مدرن بیان شود؟
سرانجام در نوروز سال 1371 با اقدامی جسورانه و با الهام از خط میخی، خط کرشمه را معرفی کرد. خطی به دور از پیچش های تکراری که امروزه رایانه نیز توان نوشتن آن ها را به صورت انبوه دارد.
کرشمه با موسیقی ویژه خود، نه تنها بازار کسی را کساد نکرد که به کار گرافیست ها رونق بخشید.
حال به جرات می توان گفت که خط کرشمه قابلیت های زیادی برای گرافیست ها دارد، تولدی دیگر در هنر خطاطی و روحی نو در کالبد خسته خوشنویسی ایرانی است.
به هر نظر بت ما جلوه می کند لیکن
کس آن کرشمه نبنید که من همی نگرم
خط کرشمه خطی روان و پرپیچ و تاب همچون سماع عارفان و یادآور موج های خروشان دریا و پیچش زلف های بید مجنون در دست باد است.
ناز کرشمه در میان نوجویان، خریدار بسیار یافت و خداوند خود را به تکمیل خویش واداشت.
کرشمه خطی نبود که در جای خود بایستد، رقصان و پیچان با طنازی های بسیار، قید و بندهای سنتی را از دست و پای خود باز کرد، آرام آرام در دست خط مبتکر خود برآمد، روی پای خود ایستاد و سرانجام فرزندی آورد که آن را سفیر نامید.
سفیر خطی است که خوانایی در آن بر فرم برتری دارد.
احمد آریا منش به سال 1378 راهی تهران شد و به تدریس خط در گرافیک در دانشگاه قزوین و مراکز آموزش عالی در تهران روی آورد.
به سال 1383 آموزشگاه آزاد کرشمه را پایه گذاری کرد. آثارش در جشنواره امام علی علیه السلام، نمایشگاه قرآن کریم و چندین جشنواره دیگر خوش درخشید و جایزه هایی را برای او به ارمغان آورد.
وی از سال 1370 به این سو آثاری را به چاپ رساند که به شماری از آن ها اشاره می کنیم:
کرشمه تولدی دیگر در خوشنویسی پس از پنج قرن، 1379 / 1382 / 1387، تهران: یساولی، 1382، 64ص.
سفیر: جست و جوهای احمد آریامنش در خوشنویسی، ترجمه به انگلیسی: فروهه حسین علیزاده، استاد دکتر جواد بختیاری، ویراستار مریم معصومی، چاپ اول 1389، تهران: برگ نو.
کتابت زیارت عاشورا و دعای توسل، با ترجمه فارسی مهدی الهی قمشه ای، تهران: عقیل، 28ص / 1382، بحر دانش.
هنر خوشنویسی: هماهنگی و حسن همجواری در نستعلیق تا طریق بهتر نوشتن به بررسی هندسی حروف و کلمات، تهران: یساولی، 1371 / 1379.
کتاب کرشمه 2 نیز به زودی انتشار خواهد یافت.

شهریار و شیوه سخن او چیزی نیست که نیاز به تبلیغ داشته باشد. به ویژه اشعار فارسی او هنوز تازگی های دارد. پس شما را به خواندن این اشعار فرامی خوانیم:
دانلود دیوان اشعار فارسی شهریار. pdf

مینو ایرانپور هنرمند، نقاش، نویسنده، مدرس و فیلمساز ایرانی در مبارکه اصفهان چشم به جهان گشود.
از کودکی به نقاشی و سینما علاقه داشت. به سال 1361 دیپلم اقتصاد گرفت و به استخدام بانک کشاورزی زرین شهر درآمد. به سال 1363 اعلامیه پذیرش هنرجو در انجمن سینمای جوان توجهش را جلب کرد ولی وقت ثبت نام گذشته بود. در دوره عکاسی نام نویسی کرد و سال بعد در امتحان ورودی دوره فیلم سازی انجمن شرکت جست. چون منابع برای مطالعه در دسترسش نبود در امتحان مردود شد. سال 1365 باز در امتحان انجمن شرکت کرد و مقام نخست را به دست آورد.
پس از این علاقه مند شد که رشته سینما را در دانشگاه هنر دنبال کند. ولی چون منابع برای مطالعه موجود نبود و ظرفیت این رشته بسیار پایین بود تلاشش بی نتیجه ماند. چند بار دیگر نیز برای ورود به این رشته تلاش کرد ولی موفقیتی به دست نیاورد.
چون می دانست که باید برای فیلم سازی، تصویر را خوب بشناسد به رشته نقاشی گرایید. به سال 1368 راهی تهران شد و رشته نقاشی را در دانشگاه آزاد تهران پی گرفت. به سال 1372 لیسانس خود را در این رشته دریافت کرد.
به سال 1378 برای گذراندن دوره فوق لیسانس به دانشگاه هنر تهران رفت.
از استادان تاثیرگذار او باید به مرتضی نعمت اللهی، دکتر مهدی حسینی، دکتر ندیمی و دکتر آیت اللهی اشاره کرد.
به سال 1381 با ارائه پایان نامه ای با نام پدیده ای تحت عنوان گالری با راهنمایی مهدی حسینی و مشاوره آیدین آغداشلو توانست کارشناسی ارشد خود را در رشته پژوهش هنر دریافت کند.
پایان نامه او در شمار پایان نامه های برگزیده بود که خلاصه آن در فصل نامه هنر و کتاب هنر ایران به چاپ رسید.
در این زمان با کسب رتبه نخست در دانشکده، امکان ادامه تحصیل در مقطع دکترا بدون کنکور برای او فراهم بود ولی چون دانشگاه را محیط خلاقی نیافت از ادامه تحصیل منصرف شد.
خانم ایران پور از مستندسازی آغاز کرد و حال ویدئو آرت را پی گیر است.
وی می گوید: من همیشه با روایت گری در سینما مشکل داشته ام، حالا که به پشت سر می نگرم می بینم که مستندهایم نیز مستند به تمام معنا نیستند و ویدئوآرت به شمار می روند ولی آن زمان این اصطلاح وجود نداشت.
از فیلم های او باید به این ها اشاره داشت:
مستند بوته ترمه، به صورت هشت میلی متری که سه بار از تلویزیون پخش شد.
مستند گاه شمار درباره تقویم، که به سال 1368 در جشنواره سینمای جوان پخش شد و جایزه گرفت ولی بعدا ممنوع اعلام شد.
آب، آیینه، اوهام، 1370. این فیلم را بر پایه خوابی که دیده بود ساخت.
سایه نور، آخرین کار هشت میلی متری او که از آلمان مدال نقره گرفت.
در، 1383، نخستین ویدئو آرت او که افزون بر سینمای جوان در آلمان، برزیل، و ایتالیا نمایش داده شد. سال 1390 نیز دوباره در کنفرانسی در آلمان به نمایش درآمد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
بین، 1388، نمایشگاه آلمان، تک رنگ.
ناتمام، 1388، شرکت در یونان، سیاه و سفید.
تاب، 1389، سیاه و سفید.
ناکجا، 1390 که در گالری آپادانا به نمایش درآمد.
هم چنین قرار است ویدئو آرتی را به سفارش کشور فرانسه بسازد. این اثر در موزه های سرتاسر دنیا به نمایش در خواهد آمد.
از مقالات او است:
«هنر محیطی: روح مکان (ملاقات موناتوماس با ولفگانگ لایب)»، ترجمه رضا باقی، ص 8 تا 9، هنر تندیس، 5 اسفند 1382، ش 20.
«نگاه: پاتوق هنرمندان»، ص 7، هنر تندیس، 12 خرداد 1383، ش 26.
«نقاشی های تاریک مارک روتکو»، هنرنامه، 1380، ش 11.
«نخستین نگارخانه ها»، هنرنامه، 1382، ش 19.
«تاثیر نقاشی باروک در فضای بازی های کامپیوتری»، هفته نامه پردیس ش 118 و 122.
و اما او در پنجاه نمایشگاه انفرادی در ایران و جهان شرکت داشته است:
گلدن کامرا، هامبورگ آلمان، 1995 و کسب مدال نقره.
نمایشگاه ایران دات کام، فرایبورگ آلمان، 2006.
فستیوال این ویدئو، میلان ایتالیا، 2007.
نمایشگاه گلوبال جنیریشین، فرایبورگ آلمان، 2008.
فستیوال اتنس ویدیو آرت، یونان، آتن، 2010.
نمایشگاه ویدئو آرت التر فرام ایران، برزیل، ایگاتو، 2010.
نمایشگاه نقاشی و عکس، کانادا، ونکوئر، 2011.
نمایشگاه ویدئو آرت فرانس، پاریس، 2011.
کنفرانس فرهنگ ایرانی، آلمان، کلن، 2012.
نمایشگاه هایی در گالری های متن، خانه نقش، نقش خانه، موزه هنرهای معاصر اصفهان، طراحان آزاد تهران، فرهنگستان صبا و کاخ نیاوران.
نمایشگاه با عنوان ناکجا، بهمن 1390، گالری آپادانا.
در این نمایشگاه یک ویدئو آرت، چهار تابلوی ویدئو چیدمان و دو تابلوی سفید به نمایش درآمد. تابلوهای سفید، نشانه سکوت و برای برقراری تعادل میان حرف زدن و نزدن بودند.
در تابلوها کار فتو و چاپ را می دیدیم.
خانم ایران پور می گوید: این ها همگی کار دست است که با برنامه فتوشاپ، فضای جدیدی را در آن ها پدید آورده ام و ایده خود را با تکنولوژی اجرا کرده ام.
مفهوم مشترکی همه این ها را به هم پیوند می زند و مفهوم ویژه ای را در جهت هدف من می سازد.
کل این نمایشگاه تجربه ای است در زندگی خود من، چیزی که لمس کرده ام و آموخته ام. تجربه هرز رفتن و این که به هرجا می روم آن جا نیست که می خواستم. این عزیمت به اختیار هم نیست ولی در عوض چیزهایی را یاد می گیرم. من این آموخته ها و تجربه ها را این جا به اشتراک گذاشته ام.
خانم ایران پور شما هم مثل بسیاری یا همه هنرمندان مدرن حرف می زنید. از چه موقعی به کار مدرن روی آوردید؟
من همیشه کار مدرن کرده ام ولی چون سرعت در جهان امروز بسیار بالا و امکانات زیاد است، کارهای مدرن پیشینم همگی کلاسیک شده اند!
چه توجیهی برای استفاده از ابزار مدرن در آفرینش تابلوهای خود دارید؟
امروزه امکانات در اختیار همه هست. شما چرا با گوشی موبایلت عکس می گیری؟ به چه حقی از دوربین دیجیتال استفاده می کنی؟ هر انسانی می تواند از تکنولوژی استفاده کند و ازجمله هنرمند. هنرمند از این امکانات بهره می برد تا افکارش را مریی کند. بی زمانی و بی مکانی در نقاشی دوره صفویه و دوره کوبیسم هم هست ولی امروزه به آسانی می توان آن را به یک اثر تبدیل کرد. اندیشه هایی که سال ها ابزاری برای ابرازش نبود امروز فرصت برون ریزی دارد و این گونه زبان جدیدی شکل می گیرد که همه آن را می فهمند.
ابزار قدیمی با سرعت زندگی امروز همخوانی ندارد، بدون امکانات کامپیوتری لازم است ساعت ها و شاید روزها بنشینی و قلم بزنی تا یک تابلو را پدید آوری. سرعت زندگی باید با سرعت خلق اثر تناسب داشته باشد.
ما نمی توانیم عقب نشینی کنیم و مثلا از چرتکه استفاده کنیم. اگر این گونه باشد، هنرمند وقت کم می آورد و نمی تواند تولید داشته باشد و هنرمندی که اثری خلق نکند در واقع مرده است.
این تابلوها چه چیزی از فرهنگ خودمان دارد؟
من همیشه دوست دارم از فرهنگ خودم هم چیزی در کارم باشد، وگرنه در یک فستیوال، همه آثار شبیه هم می شوند. البته محتوا می تواند جهان شمول هم باشد. در این تابلو من شعر تی اس الیوت شاعر انگلیسی را به فارسی آورده ام.
از تدریس هایتان بگویید.
من هم اکنون به تدریس در دانشگاه های سوره اصفهان، آزاد نجف آباد، بزرگمهر، سپهر و تدریس نقاشی در هنرستان ها سرگرم هستم. تا سال 1387 نیز مبانی هنرهای تجسمی و طراحی را در انجمن سینمای جوان تدریس می کردم.
تفاوت دانشجویان فعلی را با زمانی که خودتان دانشجو بودید بفرمایید.
آن عشقی که در ما بود در این ها نیست، ما هیچ منبعی نداشتیم بخوانیم، این ها با امکانات وسیع و منابع زیاد دنبال درس نیستند. هرکسی را از هرکجا مانده است به نقاشی می رانند و فکر می کنند می تواند نقاشی کند.

نظرات ()