ஜ اصفهان آن لاین ஜ

 
پوستر خلیج فارس
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩
 

میراثیار

 

 

زادهوش

 

زادهوش

 


 
 
آپلود سریع عکس در پرشین و فرهنگ سپاس و تشکر
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩
 

یکی از چیزهایی که مدت ها است به فراموشی سپرده ایم، سپاس گزاری است، چندی است که امکان آپلود عکس در پرشین بلاگ به وجود آمده و به طور کلی در نظر گرفتن عکس برای مطالب، بهتر و آسان تر شده است، اما ما وب نویسان که با کوچک ترین ایرادی کلی قر می زنیم، از این کار جدید تشکر نکرده ایم...

پاینده باد  ایران

میراثیار


 
 
دیدار با همایون شجریان خواننده آتش جاودان
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩
 

همایون شجریان خواننده، نوازنده تنبک و موسیقی دان ایرانی چهارمین فرزند استاد محمدرضا شجریان است.

فرزند بزرگان با مشکلات بزرگی روبه رو هستند اگر توفیقی کسب کنند مردم می گویند خوب از چنان پدری چنین پسری هم انتظار می رفت و اگر کار بزرگی صورت ندهند همه می گویند: حیف آن پدر که همچنین پسری دارد. سایه سنگین نام ها بزرگ ترین مشکلات است، از همین جهت است که بسیاری نام خانوادگی خود را تغییر می دهند چنان که فرزند آیت الله طاهری نام خانوادگی ساسان را برای خود برگزید و برادرزاده فرانسیس فورد کاپولا نام خود را نیکلاس کیج نهاد.

اما همایون از کسانی است که همچنان زیر سایه سنگین نام پدر به سر می برد. او از نوجوانی به یادگیری موسیقی پرداخت. او می کوشید تا قطعات کلاسیک غربی را با کمانچه تمرین کند. در سال 1370 پدر را در کنسرت ها با ساز تنبک همراهی کرد.

او کار قدمای موسیقی ایرانی همچون طاهرزاده و قمرالملوک وزیری را گوش می داد تا تکنیکشان را یاد بگیرد و بعدها آتش جاودان قمر را بازخوانی کرد.

وی در اواخر دهه هفتاد به همخوانی با پدر روی آورد و سپس چندین آلبوم انتشار داد و چند کنسرت برگزار کرد.

بسیاری که حرفه ای نیستند صدای او را با خود استاد شجریان اشتباه می گیرند و حتی برای حرفه ای ها هم تشخیص صدای همایون با آوای استاد شجریان در جوانی مشکل است.

شرکت کنندگان در کنسرت همایون گفتند: اگر چشممان را ببندیم متوجه نمی شویم که استاد شجریان آواز می خواند یا همایون.

در آلبوم آهنگ وفا این در هم آمیختگی بیشتر است. دلیل آن هم روشن است همایون افزون بر این که فرزند استاد است شاگرد او نیز به شمار می رود؛ بنابراین تن صدای او از لحاظ توارث به پدرش شباهت دارد و لحن صدایش نیز همچون استاد است چون از کودکی در مکتب او آواز خوانده است.

بسیاری کار همایون را تقلید از پدر دانستند. استاد حسن ناهید، نی نواز برجسته گفت: ما دو شجریان نمی خواهیم. همایون باید راه خود را از پدر جدا کند.

بعضی نیز گفتند اگر همایون با پدرش کار نکند کارش این توانایی را ندارد که شنونده حتی ده دقیقه آن را گوش کند. باید زیر سایه پدرش بخواند تا پدرش عیب کارهایش را بپوشاند.

همایون هم اکنون با گروه دستان و گروه سیمرغ همکاری دارد.

از آلبوم های همایون شجریان باید به همکاریهای او با درویشیان و جواد ضرابیان اشاره داشت.

هوای گریه اثر او بسیار مورد پسند مخاطبان قرار گرفته است.

از خلاق ترین آثار همایون باید به آلبوم نقش خیال با آهنگسازی هنرمند جوان علی قمصری نام برد. این آلبوم دربرگیرنده قطعه گناه عشق است که آوای گیتار، نوای همایون را همراهی می کند.

همایون به فوتبال علاقه مند است، در سن بیست و یک سالگی ازدواج کرده و فرزندی به نام یاسمین دارد.

پاینده باد ایران

 

منبع: خبرگزاری مهر


 
 
شعری از دیوان کامل ایرج میرزا
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩
 

عاشقی محنت بسیار کشید / تا لب دجله به معشوقه رسید

نا شده از گل رویش سیراب / که فلک دسته گلی داد با آب

نازنین چشم به شط دوخته بود / فارغ از عاشق دلسوخته بود

دید در روی شط آید به شتاب / نو گلی چون گل رویش شاداب

گفت به به چه گل زیبایی است / لایق دست چو من رعنایی است

حیف ازون گل که برد آب او را / کند از منظره نایاب او را

خواست کآزاد کند از بندش / اسم گل برد در آب افکندش

خوانده بود این مثل آن مایه ناز / که نکویی کن و در آب انداز

گفت رو تا که ز هجرم برهی / نام بی مهری بر من ننهی

مورد نیکی خاصت کردم / از غم خویش خلاصت کردم

باری آن عاشق بیچاره چو بط / دل بدریا زد و افتاد به شط

دید آبیست گوارا و درشت / به نشاط آمد و دست از جان شست

دست پایی زد و گل را بربود / سوی دلدارش پرتاب نمود

گفت کای آفت جان سنبل تو / ما که رفتیم بگیر این گل تو

بکنش زیب سرای دلبر من / یاد آبی که گذشت از سر من

جز برای دل من بوش مکن / عاشق خویش فراموش نکن

خود ندانست مگر عاشق ما / که ز خوبان نتوان خواست وفا

عاشقان گر همه را آب برد / خوب رویان همه را خواب برد

پاینده باد ایران

وبلاگ میراثیار زادهوش


 
 
کتاب بخوریم یا کباب بخوانیم؟
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩
 

وقتی مقداری کتاب جدید خریده ایم اهل خانه می گویند: چرا گوشت های خانه را کتاب کردی؟

می بینیم دم در رستوران تالار استاد فرشچیان چقدر شلوغ است ولی کتاب فروشی تالار دارد ورشکست می شود.

می بینیم در این شلوغی حرم امام رضا (ع) و حرم حضرت معصومه (س) و در مسجد جمکران، خلوت ترین جا کتاب فروشی است.

مشاهده می فرمایید فرهنگیانی که درآمدشان اندک است ناچار باید کتاب و روزنامه میل بفرمایند و کسانی هم که کتاب گیرشان نمی آید کباب می خوانند.

با این مشاهدات، نتیجه می گیریم که ما ملت دانش گریز و اندیشه ستیز دیگر کتاب خوان نمی شویم، به نظرم بد نیست به جای انشای علم بهتر است یا ثروت، یک موضوع جدید به نام کباب یا کتاب هم افزوده شود.

یک انشای نمونه:

بهتر است نام کتاب را به کباب و عمل خواندن را به خوردن تغییر دهند بلکه شاید دیدی آمار کتاب خوانی بالا رفت.

معرفی یک کتاب را در نشریه کباب هفته خواندم، خوشم آمد رفتم کباب فروشی بخرم دیدم گران است رفتم کباب خانه آن را امانت گرفتم. بردمش خانه زدمش به سیخ، بوی کباب که بلند شد همسایه ها هم آمدند چاره ای نبود دور هم نشستیم و شروع کردیم کباب خواری.

پاینده باد ایران

وبلاگ میراثیارزادهوش


 
 
شعر سرود جمهوری اسلامی ایران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٩
 

مدت اجرای آن 59 ثانیه است:

سر زد از افق

مهر خاوران

فروغ دیده حق باوران

بهمن، فر ایمان ماست

پیامت ای امام

استقلال، آزادی

نقش جان ماست

شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان

پاینده مانی و جاودان

جمهوری اسلامی ایران


 
 
سرود شاهنشاهی ایران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
 

در دوران محمدرضا پهلوی، سرود شاهنشاهی ایران تدوین شد.

سرود رسمی ایران در دوران زمامداری محمدرضا پهلوی تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی:

شاهنشه ما زنده بادا

پاید کشور به فرش جاودان

کز پهلوی شد ملک ایران

صد ره بهتر ز عهد باستان

از دشمنان بودی پریشان

در سایه اش آسوده ایران

ایرانیان پیوسته شادان

همواره یزدان

بود او را نگهبان

ایران

 


 
 
سرود ملی جمهوری اسلامی ایران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
 

پس از انقلاب، سرود ملی جمهوری اسلامی ایران چند بار تغییر داده شد.

پس از انقلاب تا سال 1370، آهنگ سرود جمهوری اسلامی ایران براساس شعری از ابوالقاسم حالت تصنیف شده بود. متن سرود پاینده بادا ایران:

شد جمهوری اسلامی به پا

که هم دین دهد هم دنیا به ما

از انقلاب ایران دگر

کاخ ستم گشته زیر و زبر

تصویر آینده ما،

نقش مراد ماست

نیروی پاینده ما،

ایمان و اتحاد ماست

یاریگر ما دست خداست

ما را در این نبرد او رهنماست

در سایه قرآن جاودان

پاینده بادا ایران

*

آزادی چو گل ها در خاک ما

شکفته شد از خون پاک ما

ایران فرستد با این سرود

رزمندگان وطن را درود

آیین جمهوری ما

پشت و پناه ماست

سود سلحشوری ما

آزادی و رفاه ماست

شام سیاه سختی گذشت

خورشید بخت ما تابنده گشت

در سایه قرآن جاودان

پاینده بادا ایران


 
 
از مجموعه اشعار شمس لنگرودی سراینده چتر سوراخ
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩
 

هیچ نماد و کنایه ای

در میان نیست

روزنامه ها همه تصحیح می شوند

سطرها

ردیف جنازه سوسک های له شده در چاپخانه هاست

عکس ها

نقاشی گویا

بر پیشخوان روزنامه فروشی

مردم

انگار که به روزنامه های سفید

نگاه می کنند

و آرزوها و آن چه را که در دلشان مانده

مرور می کنند.

پاینده باد ایران


 
 
سرو ابرکوه / سرو زرتشت
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩
 

سروابرکوه یکی از آثار طبیعی ایران است.

این درخت در شهر ابرکوه استان یزد قرار دارد و یکی از پیرترین موجودات زنده دنیا و مسن ترین ساکن کویرهای جهان به شمار می رود.

محیط تنه سروابر کوه بر روی زمین یازده و نیم متر و بلندای آن بیست و هشت متر است.

حمدالله بن ابوبکر مستوفی قزوینی درگذشته به سال 750ق، به سال 740 قمری در کتاب خود نزهت القلوب می نویسد: در آن جا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد.

دانشمندان ژاپنی عمر این سرو را به هشت هزار سال می رسانند ولی الکساندر روف دانشمندان روسی، عمر این سرو را چهار هزار تا چهار هزار و پانصد سال می داند.

سرو نمادی از ایران است چنان که آن را در سنگ های تخت جمشید و آثار نقاشان ایرانی می بینیم و هم اکنون نیز به صورت بته سرکج در نقش های پارچه قلمکار و ترمه به کار می رود.

برخی از اسطوره ها کاشتن سرو ابرکوه را به حضرت زرتشت (ع) و برخی به یافث (پسر حضرت نوح) نسبت می دهند.

چندی پیش، دیوار دور این سرو را برداشتند تا راحت تر دیده شود، ولی اکنون رفت و آمد اتومبیل ها ریشه درخت را می لرزاند و دود و دم وسایل نقلیه بسیار بر آن آسیب رسانده است.

پاینده باد ایران


 
 
سرود ای ایران ای مرز پرگهر
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩
 

سرود ای ایران هرگز سرود رسمی دولت ایران نبوده است، می توان آن را سرودی میهنی دانست که در همه دولت ها از رسانه ها پخش می شده و بر سر زبان ها بوده است. این سرود در نخستین سال های پس از انقلاب و تا پیش از ساخت نخستین سرود ملی جمهوری اسلامی، به عنوان سرود ملی استفاده می شد.

در سال های اخیر استفاده از این سرود در جلسات و و یا میدان های ورزشی به جای سرود رسمی جمهوری اسلامی، واکنش تند برخی از مقامات را برانگیخت.

بعضی با قرار دادن شعری در مدح رییس دولت در انتخابات ریاست جمهوری 1388 از آهنگ ای ایران سود جستند و این، اعتراض بسیاری را برانگیخت.

 پاینده باد ایران


 
 
از مجموعه شعرهای شمس لنگرودی سراینده 22 مرثیه در تیرماه
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩
 

دخترم

سنتشان بود

زنده به گورت کنند

تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود.

 

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد.

 

تو فقط ایستاده بودی

و خوشدلانه نگاه می کردی

که به خانه ات بر گردی

اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم

و خیل خیال های خوش آینده

بر در و دیوارش پرپر می زنند.

 

تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی

مرغی حیران

که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند

تو به دام افتادی

همچون خوشه انگوری

که لگدکوب شد

و بدل به شراب حرام می شود.

 

کیانند اینان

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی

که با صدای پرنده ی خانگی

پارس می کنند.

 

کشتندت دخترم

کشتندت

تا یک تن کم شود

اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

 

آه ندای عزیز من

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود

باز شد

گسترده شد

و نقشه ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید

و اینانی که ندا داده اند

بلبلانند

میلیون ها تن که گرد گلی نشسته

و نام تو را می خوانند.

یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی

یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که صید حلال می خورد.

پاینده باد ایران

 


 
 
نقد بینوایان از آثار ویکتورهوگو
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
 

بینوایان نام رمانی از ویکتور هوگو نویسنده فرانسوی است که از آثار مشهور در جهان به شمار می رود. آن را در کودکی و در نوجوانی و در جوانی خواندم. به عقیده بنده این چنین داستان های ماندگاری را باید در دوره های مختلف عمر خواند همان گونه که سینوهه سفارش می کند.

بینوایان به صورت فیلم و کارتن هم درآمده است که البته خواندن رمان، لطف دیگری دارد.

بینوایان به اخلاق، فضیلت، پستی، عشق، ستم و رویدادهای تاریخی می پردازد و بی عدالتی های اجتماعی و فقر و فلاکت مردم فرانسه را تشریح می کند، همان عوامل و محرک های اجتماعی که منجر به انقلاب کبیر فرانسه شد. انحصار توزیع قدرت و ثروت در دست خانواده سلطنتی که از مشکلات جامعه فرانسه ناآگاه بودند، سبب ایجاد معضلات اقتصادی و اجتماعی در جامعه فقیر فرانسه شد و انقلاب فرانسه ناشی از همین تحولات زیرساخت های اجتماعی جامعه فرانسه بود. ویکتور هوگو در خلال پردازش شخصیت های داستان و روان شناسی آنها، نحوه درگیری و دخالت آنان را در این نهضت اجتماعی نشان می دهد.

بینوایان با نگاهی واقع بینانه، سیمای راستین مردم فرانسه در قرن نوزدهم به شمار می رود در ضمن این که نگاه هوگو بر انسانیت و آزادی، جهان شمول است. او در باره نگارش رمان بینوایان گفته است: من این کتاب را برای همه آزادیخواهان جهان نوشته ام.

در ضمن بینوایان، تاریخ انقلاب فرانسه و بخشی از جنگ های ناپلئون نیز گفته می آید. بی نوایان به مردمی می پردازد که کسی به آن ها توجهی ندارد. در وقایع تاریخی نیز به نیمه تاریک مسائل می نگرد.

هوگو در این کتاب از رمان آزردگان داستایفسکی الهام بسیار گرفته است.

پاینده باد ایران


 
 
نمایشنامه ها و رمانهای هوگو
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
 

نمایشنامه های هوگو:

کرامول.

آمی روبسار.

ارنانی.

ماریون دلورم.

شاه تفریح می کند.

لوکرس بورژیا.

ماری تودور.

آنژلو.

اسمرالدا.

روی بلاس.

توامان.

بورگراوها.

تورکه مادا.

تئاتر در هوای آزاد.

 

رمان های هوگو:

بوگژارگال.

هان دیسلند.

آخرین روز یک محکوم ترجمه عنایت الله شکیبا پور.

تردام دو پاری یا گوژپشت نتردام.

کلود گدا.

بینوایان.

کارگران دریا.

مردی که می خندد.

نود و سه.

پاینده باد ایران

منبع: سایتهای معتبر اینترنتی


 
 
از مجموعه اشعار مشیری
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩
 

یادش به خیر

عهد جوانی

که تا سحر

با ماه می نشستم

از خواب بی خبر

اکنون که می دمد سحر از سوی خاوران

بینم شبم گذشته

ز مهتاب بی خبر...

این سان که خواب غفلتم از راه می برد

ترسم که بگذرد ز سرم آب، بی خبر...

پاینده باد ایران


 
 
اخلاق محمدنوری خواننده جان مریم
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
 

محمد نوری اخلاقی نیکو داشت و به شدت از دروغ، فریب و ریا دوری می کرد و در عوض به شرافت و صداقت پایبندی داشت. توجه او همواره به مردم بود. کسانی که در برنامه ها و کنسرت های او شرکت کرده اند معنای این کلام را به خوبی درک می کنند. وی از در جداگانه بر روی صحنه نمی آمد تا بتواند به صورت کامل به احساسات مردم پاسخ گوید. نوری همواره در میان مردم بود در عین این که از وقار و متانت دور نمی شد.

مال اندوزی نمی کرد، بسیاری از اجراهای او بدون دریافت پول بود چنان که همین چندی پیش با این که خودش حال و روز خوبی نداشت و با سرطان خون دست و پنجه نرم می کرد، چند برنامه به نفع بیماران خاص به اجرا درآورد.

صدای بااحساسش یادآور لحظه های خوب و مهربانی، نوازنده روان و زنده کننده خاطرات شیرین است.

نوری را به راستی می توان خواننده ای ایرانی خطاب کرد چنان که ترانه های میهنی زیادی را به اجرا درآورد، ترانه هایی که هر یک، حس وطن دوستی را در دل ایرانیان بیدار می کند.

شعر شادروان نادر ابراهیمی با صدای نوری چیزی نیست که از یادها برود، شعری که در تشییع پیکر پاک نوری نیز بر زبان ها بود:

ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود

خون دلها خورده ایم

ما برای آنکه ایران، خانه خوبان شود

رنج دوران برده ایم

ما برای خواندن این قصه عشق به خاک

خون دلها خورده ایم

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها

چه خطرها کرده ایم.

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
از مجموعه اشعار قیصر امین پور
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩
 

دانلود قیصر امین پور

 

ناودانها شر شر باران بی صبری است

آسمان بی حوصله، حجم هوا ابری است

کفشهایی منتظر در چارچوب در

کوله باری مختصر لبریز بی صبری است

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد

در تب دردی که مثل زندگی جبری است

و سرانگشتی به روی شیشه های مات

بار دیگر می نویسد: خانه ام ابری است.

پاینده باد ایران


 
 
از مجموعه اشعار فریدون مشیری
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٩
 

شب، همه دروازه هایش باز بود / آسمان چون پرنیان ناز بود

گرم، در رگ های ما، روح شراب / همچو خون می گشت و در اعجاز بود

با نوازش های دلخواه نسیم / نغمه های ساز در پرواز بود

در همه ذرات عالم، بوی عشق / زندگی لبریز از آواز بود

بال در بال کبوترهای یاد / روح من در دوردست راز بود

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
از مجموعه اشعار دکتر سروش نویسنده قمار عاشقانه
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩
 

غزلواره پایان دیوان نبوت از اشعار دکتر عبدالکریم سروش:

خرد آن پایه ندارد که بر او پای گذاری / بختیاری تو و بر مرکب اقبال سواری

چون توان در تو رسیدن؟ به دویدن؟ به پریدن؟ / نور پایی که چنین با دگران فاصله داری

لیله القدر وصال تو چه فرخنده شبی بود / تا چه دیدی که چنین مستی و پرشور و شراری

در منار آشنایی ها نمی سوزد چراغی / خسته خاکم وگر بر آسمان آرمانم

تخته بند غفلتم ور خود به معنی رازدانم / مین قفس برگیر تا این نفس باقی است ما را

این یقین سینه سوزم بس که در حبس گمانم / خاک ما را خرم از لبخند باران خیز خود کن

خاک ما را خرم از لبخند باران خیز خود کن

پاینده باد ایران

 

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
از اشعار سهراب سپهری
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٩
 

ماه بالای سر آبادی است

اهل آبادی در خواب،

روی این مهتابی خشت غربت را می بویم

باغ همسایه چراغش روشن

من چراغم خاموش

ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزه آب

غوک ها می خوانند

مرغ حق هم گاهی.

کوه نزدیک من است: پشت افراها سنجد ها

و بیابان پیداست

سنگ ها پیدا نیست گلچه ها پیدا نیست

سایه هایی از دور، مثل تنهایی آب مثل آواز خدا پیداست

نیمه شب باید باشد

دب اکبر آن است: دو وجب بالاتر از بام

آسمان آبی نیست روز آبی بود

یاد من باشد فردا بروم باغ حسن، گوجه و قیسی بخرم

یاد من باشد فردا لب سلخ، طرحی از بزها بردارم

طرحی از جاروها و سایه هاشان در آب

یاد من باشد هرچه پروانه که می افتد در آب زود از آب درآرم

یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد

یاد من باشد فردا لب جوی حوله ام را هم با چوبه بشویم

یاد من باشد تنها هستم...

ماه بالای سر تنهایی است

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
از اشعار حسین منزوی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩
 

نام من عشق است آیا میشناسیدم؟ / زخمی ام زخمی سرا پا میشناسیدم؟

با شما طی کرده ام راه درازی را / خسته هستم، خسته، آیا میشناسیدم؟

راه ششصدساله ای از دفتر حافظ / تا غزل های شما، ها! می شناسیدم؟

این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده است / من همان خورشیدم اما، می شناسیدم

پای ره وارش شکسته سنگلاخ دهر / اینک این افتاده از پا، می شناسیدم؟

می شناسد چشم هایم چهره هاتان را / همچنانی که شماها می شناسیدم

این چنین بیگانه از من رو مگردانید / در مبندیدم به حاشا!، می شناسیدم!

من همان دریایتان ای رهروان عشق / رودهای رو به دریا! می شناسیدم

اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود / عشق قیس و حسن لیلا می شناسیدم؟

در کف فرهاد تیشه من نهادم، من! / من بریدم بیستون را می شناسیدم

مسخ کرده چهره ام را گرچه این ایام / با همین دیدار حتی می شناسیدم

من همانم، آشنای سال های دور / رفته ام از یادتان!؟ یا می شناسیدم!؟

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
حمیدمصدق و فروغ فرخزاد
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩
 

حمید مصدق:

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی... و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت!

پاینده باد ایران

 

 

پاسخ فروغ فرخ زاد به حمید مصدق

من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک

لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد

گریه تلخ تو را...

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرارکنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

پاینده باد ایران

 


 
 
از اشعار کدکنی (م. سرشک) خالق هزاره دوم آهوی کوهی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩
 

طفلی به نام شادی دیریست گم شده ست

با چشم های روشن براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما

یک سو خلیج فارس

سوی دگر خزر

پاینده باد ایران

 


 
 
از محمدحسین نیرومند تا حمید امیریان فرد
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩
 

محسن مومنی رییس حوزه هنری پس از استعفای نیرومند، حمید امیریانفرد را به سرپرستی معاون سینمایی گمارد.

پاینده باد ایران

 منبع: سایتهای اینترنتی


 
 
تعطیلی ارکستر ملی ایران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩
 

ارکستر ملی ایران به دلیل نامعلومی به مدت یک سال تعطیل شد. فرهاد فخرالدینی رهبر ارکست ملی ایران، در پی وقایع اخیر، از مردم ایران جانبداری کرده بود.

پاینده باد ایران

منبع: سایتهای اینترنتی


 
 
ارچنگ (احمد هرتمنی) و تحول قالی ایرانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩
 

احمدهرتمنی معروف به ارچنگ نقاش، طراح فرش و هنرمند ایرانی به سال 1293 خورشیدی در اصفهان چشم به جهان گشود و در 1369 دیده از جهان فروبست.

ابتدا برای آموزش سواد به مسجد میرزا باقر در خیابان مسجد سید اصفهان رفت. او به دار قالی علاقه زیادی داشت و یک نمونه آن را به دست خود برپا کرد. خانواده که چنین دیدند او را نزد استاد غلامحسین اسلیمی هنرمند قالیباف فرستادند تا اصول طراحی را فرا گیرد. استاد یک هفته این شاگرد خوش استعداد را نزد خود نگاه داشت و چون توانایی ذهنش را فراتر از خود دید وی را نزد نصرالله دخانی معروف به گچکار فرستاد.

از رویدادهای پراهمیت زندگی ارچنگ، آشنایی با پرفسور پوپ بود. پوپ به او پیشنهاد داد تا در نقشه فرش به نقش های کاشی ها توجه کند. ارچنگ از آن زمان به دقت در نقش و نگارهای صفوی پرداخت و فرش ایران را متحول کرد. پیش تر، توجه اصلی به نقش های حیوانی و انسانی بود و ارچنگ با اصالت دادن به نقش اسلیمی، انواع ترنج، گل های شاه عباسی و نقش های تخیلی و انتزاعی و نامیرا توانست صنعت فرش را از رکود برهاند. با ترکیب اسلیمی های پیچ در پیچ میلیاردها نقش آفریده شد. حتی امروزه این نقش ها در فرش های ماشینی هم دنبال می شوند.

ارچنگ در دوره جوانی در دو مسابقه گوی سبقت را از استادان بنام طراحی ربود و برگزیده شد.

او به سال 1321 خورشیدی فرشی زیبا بافت. فرش به وسیله فرماندار اصفهان به تهران فرستاده شد و سخت مورد توجه قرار گرفت.

از استاد احمد ارچنگ صدها طرح نفیس و نقشه های ارزشمند فرش بافی باقی مانده است که امروز سرمشق هنرمندان به شمار می رود.

دریغ که نام استاد در دایره المعارف ها و دانشنامه ها ثبت نشده است و در پایگاه های اینترنتی نیز نامش را ارژنگ می نویسند.

از شاگردان برجسته استاد باید به استاد اکبر زرین نقشه اشاره کرد که آموزشگاه خود را ارچنگ نامیده است تا یاد استاد را زنده نگاه دارد.

پاینده باد ایران

منبع: سایتهای اینترنتی


 
 
از رباعیات نیمایوشیج
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩
 

از شعرم خلقی به هم انگیخته ام

خوب و بدشان به هم درآمیخته ام

خود گوشه گرفته ام تماشا را کآب

در خوابگه مورچگان ریخته ام

پاینده باد ایران


 
 
از شعرهای نیمایوشیج
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
 

در درون تنگنا، با کوره اش، آهنگر فرتوت

دست او بر پتک

و به فرمان عروقش دست

دائما فریاد او این است، و این است فریاد تلاش او:

«کی به دست من، آهن من گرم خواهدشد

و من او را نرم خواهم دید؟

آهن سرسخت!

قد برآور، باز شو، از هم دوتا شو، با خیال من یکی تر زندگانی کن!».

زندگانی چه هوسناک است، چه شیرین!

چه برومندی دمی با زندگی آزاد بودن،

خواستن بی ترس، حرف از خواستن بی ترس گفتن، شاد بودن!

او به هنگامی که تا دشمن از او

در بیم باشد

(آفریدگار شمشیری نخواهد بود چون)

و به هنگامی که از هیچ آفریدگار شمشیری نمی ترسد،

ز استغاثه های آنانی که در زنجیر زنگ آلوده ای را می دهد تعمیر...

بر سر آن ساخته کاو راست در دست،

می گذارد او (آن آهنگر)

دست مردم را به جای دست های خود.

او

به آنان، دست، با این شیوه خواهد داد.

ساخته ناساخته، یا ساخته کوچک،

او، به دست کارهای بس بزرگ ابزار می بخشد.

او، جهان زندگی را می دهد پرداخت!

پاینده باد ایران


 
 
از مجموعه اشعار نیمایوشیج
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩
 

من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی.

با قایقم نشسته به خشکی

فریاد می زنم:

«وامانده در عذابم انداخته ست

در راه پر مخافت این ساحل خراب

وفاصله ست آب

امدادی ای رفیقان با من».

گل کرده ست پوزخندشان اما

بر من،

بر قایقم که نه موزون

بر حرف هایم در چه ره و رسم

بر التهابم از حد بیرون.

در التهابم از حد بیرون.

فریاد برمی آید از من:

«در وقت مرگ که با مرگ

جز بیم نیستی و خطر نیست،

هزالی و جلافت و غوغای هست و نیست،

سهو است و جز به پاس ضرر نیست»

با سهوشان

من سهو می خرم

از حرف های کامشکنشان

هی درد می برم

خون از درون دردم سرریز می کند!

من آب را چگونه کنم خشک؟

فریاد می زنم!

من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی؛

مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست!

یکدست بی صداست

من، دست من کمک ز دست شما می کند طلب.

فریاد من شکسته اگر در گلو وگر

فریاد من رسا

من از برای راه خلاص خود و شما

فریاد می زنم

فریاد می زنم.

پاینده باد ایران

منبع: سایتهای اینترنتی


 
 
خانه ام ابریست از اشعار نیمایوشیج
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩
 

خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابریست با آن.

از فراز گردنه خراب و مست

باد می پیچد.

یکسر دنیا خراب از اوست

و حواس من!

آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟

خانه ام ابری اما

ابر بارانش گرفته ست.

در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم

من به روی آفتابم

و همه دنیا خراب و خرد از باد است

می برم در ساحت دریا نظاره

و به ره، نی زن که دایم می نوازد نی، در این دنیای ابراندود

راه خود را دارد اندر پیش.

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
از مجموعه شعرهای نیمایوشیج
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٩
 

نیما خطاب به حافظ می گوید:

حافظا این چه کید و دروغی است

کز زبان می و جام ساقی است؟

نالی ار تا ابد باورم نیست

که بر آن عشق بازی که باقی است:

من بر آن عاشقم کو رونده است!

پاینده باد ایران

منبع: سایتهای اینترنتی


 
 
شعر بنی آدم اعضای یک پیکرند
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

نقد و بررسی اسکناس ده هزار تومانی:

اسکناس 10 هزار تومانی به رنگ زیتونی در ابعاد 166 در 79 میلی متر در بانک مرکزی رونمایی شد.

چهره سه بعدی امام خمینی به صورت واترمارک، و عدد 100 هزار ریال به لاتین در زیر پرتره او دیده می شود. رشته نخ پنجره ای و نخ هولوگرام بر امنیت این اسکناس افزوده اند.

پشت این اسکناس تصویر آرامگاه سعدی و این بیت از سعدی به چشم می خورد:

بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند.

این بیت، بحث هایی را برانگیخت و رسانه های بیگانه نیز بر آن دامن زدند.

موسس مرکز سعدی شناسی گفت: ضبط بیت سعدی به آن صورت چاپ شده در پشت اسکناس از اصالت دور است و باید به این صورت باشد:

بنی آدم اعضای یک پیکرند.

روزنامه ابتکار نوشت: این اشتباه تاکنون بارها در گفتار و نوشتار مسوولان و در مطبوعات و رسانه ها مشاهده شده اما اکنون این اشتباه رایج، بر روی اسکناس جدیدالطبع نمایان شده است.

میراث یار می گوید: بحث یک پیکرند و یکدیگرند از قدیم وجود داشته است. دکتر خلیل خطیب رهبر در گلستان با معنی واژه ها ص 79، دکتر محمد خزائلی در شرح گلستان ص 255، دکتر ذبیح الله صفا در گنج سخن 2 / 185 با استدلال هایی ضبط یک پیکرند را درست دانسته اند. ولی دکتر غلام حسین یوسفی در تصحیح گلستان، دکتر محمدعلی فروغی در کلیات سعدی، حبیب یغمایی و دکتر مجتبی مینوی در مجله یغما ضبط یکدیگرند را ترجیح داده اند.

اما استدلال کسانی که می گویند بنی آدم اعضای یک پیکرند این است که سخن سعدی برگرفته از آیه قرآن و یا یک روایت نبوی است پس باید همان پیکرند خوانده شود.

می بینید که پای استدلال اینان می لنگد و در ضمن مبتنی بر ضبط نسخه های خطی قدیم و جدید نیست. از این گذشته جناب سعدی که قصد به شعر درآوردن معنی حدیث و روایت را نداشته، او مضمون را گرفته و با تصرف شاعرانه به زبان بسیار ساده به شعر درآورده است.

بنده نیز آن قدر که با نسخه های خطی گلستان مانوس بوده ام همین یکدیگرند را در نسخه ها دیده ام و تاکنون یک پیکرند به چشمم نیامده است. حتی در چاپ های گلستان هم پیکرند را ندیده ام. در زبان مردم نیز همین بنی آدم اعضای یکدیگرند رایج است.

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
از محسن پرویز تا بهمن دری اخوی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز چهارشنبه دوم تیرماه محسن پرویز بهمن دری اخوی را به معاونت فرهنگی این وزارتخانه گماشت.

دکتر محسن پرویز چند داستان نوشته، در رشته پزشکی تحصیل کرده، و از سال 1385 در سمت معاونت فرهنگی سرگرم کار بود.

بهمن دری نویسنده و ویراستار، بیست و پنج سال سابقه مدیریت فرهنگی و مطبوعاتی دارد و بیش از هزار مقاله، تحلیل، تفسیر و نقد در زمینه های انقلاب، دفاع مقدس، ادبیات ایران و جهان، رخدادهای داخلی و خارجی در رادیو و مطبوعات و نشریات انتشار داده است.

سردبیری مجله پیام انقلاب و هفته نامه سروش، ریاست انتشارات سپاه، قائم مقامی اداره ویژه کتاب وزارت ارشاد، معاونت فرهنگی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز نهاد ریاست جمهوری، معاونت فرهنگی و قائم مقامی انتشارات صدا و سیما و عضویت در شورای نشر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران از سمت های او است.

او جایزه بهترین کتاب دفاع مقدس و بهترین نقد ادبی جشنواره مطبوعات رادریافت کرده است.

از آثار او می توان ولایت مطلقه فقیه اصل دین است، فیلم شناسی دفاع مقدس، فرهنگ شعارهای انقلاب اسلامی، خدمات متقابل ادبیات و سینما و حماسه مقاومت و مارمولک های خانه به دوش را نام برد.

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
یحیی طالبیان قائم مقام شعر شد
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

به دنبال درخواست رییس دولت در مورد ایجاد سمت قائم مقامی شعر در وزارتخانه ارشاد، وزیر ارشاد روز سه شنبه اول تیرماه، یحیی طالبیان را به این سمت گماشت.

پیش از این میراث یار مطالبی در این باره نوشت که چگونه عباس سجادی شاعر از رییس دولت در همایش جهانی شاعران در ایران خواست تا به مقوله شعر به صورت خاص اهمیت داده شود.

البته شاعران می خواستند که قائم مقام شعر از میان شاعران انتخاب شود، نه از بین مدیران اجرایی.

یحیی طالبیان فعالیتی در زمینه شعر نداشته است. از سوابق وی می توان به استادی دانشگاه، مدیریت منابع وزارت علوم، عضویت در شورای نشر و چاپ، عضویت در شورای فرهنگ عمومی، عضویت در هیات منصفه مطبوعات و مدیر مسوولی و سردبیری نشریه دانشگاه کرمان اشاره کرد.

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
حراج آثار هنری و پیکاسو
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

تاکنون همه اجناس دچار افت و رکود شده است ولی ارزش آثار هنری همواره بیش از پیش می شود.

ازجمله در حراج کریستی لندن که روز چهارشنبه گذشته برگزار شد، آثاری از ون گوگ و هنری ماتیس و یک تابلو از پیکاسو به فروش رسید.

فروش تابلوی نقاشی پیکاسو با نام چهره فرشته فرناندز دو سوتو یا نوشنده ابسنت به قیمت پنجاه و دو میلیون دلار انجام شد. این تابلو از آثار دوره رنگ آبی پیکاسو بود. فروشنده این اثر اندرو لوید وبر است که نمایشنامه های موزیکال می نویسد. این نمایش نامه نویس انگلیسی اعلام کرد که درآمد حاصل از فروش این تابلو را صرف بنیاد خیریه خود می کند.

پاینده باد ایران

منبع: سایت های اینترنتی


 
 
آشنایی با دانشکده معقول و منقول
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩
 

دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران از دانشکده های قدیمی دانشگاه تهران به سال 1313 خورشیدی در محل مدرسه عالی سپهسالار (شهید مطهری) ابتدا با نام دانشکده علوم معقول و منقول با سه رشته ادبیات عرب، علوم معقول و علوم منقول گشایش یافت.

سپس به سال 1318 تعطیل شد. فعالیت دوباره دانشکده به سال 1321 در محل فرهنگستان با دو رشته علوم معقول و منقول از سرگرفته شد.

همچنین در دو رشته معقول و منقول نیز دوره دکتری دایر شد.

فروزانفر که مدتی رییس دانشکده بود، به آن جانی تازه بخشید، و دو رشته دبیری و قضایی را برای نخستین بار در ایران در این دانشکده و در کنار هم ایجاد کرد و به تدریج دو رشته زبان و ادبیات عرب و فرهنگ اسلامی بر برنامه های آن جا افزود.

علیه دانشکده معقول و منقول تلاشهایی صورت گرفت چون روشن فکران یا در دامن غرب افتاده بودند و یا درصدد باستان گرایی و بازگشت به فرهنگ پیش از اسلام بودند. کم کم مسوولان از استخدام لیسانسیه های این دانشکده سرپیچیدند. می گفتند دانش آموختگان معقول و منقول باید اذان بگویند و کار دیگری نمی توان به آنان واگذاشت.

دانش آموزان مدارس نیز برای تمسخر دبیرانی که لیسانس آن دانشکده را داشتند صلوات چاق می کردند.

محمود شهابی خود از بنیانگذاران دانشکده بود ولی انتقاد هم می کرد و به دانشجویان می گفت: شما شرعیات می خوانید و بعد کارمند کارخانه رسومات (مشروبات الکلی) خواهید شد!

بدیع الزمان فروزانفر که رییس و مدرس دانشکده بود از رجال برجسته سیاسی و قضایی کشور به عنوان استاد بهره برد: محسن صدرالاشراف، علامه وحیدی کرمانشاهی، جمال اخوی، محمد عبده بروجردی، دکتر محمد محمدی، سید محمد کاظم عصار، دکتر سید جلال الدین مجتبوی، ابوالقاسم گرجی، دکتر علیرضا فیض، استاد مرتضی مطهری، دکتر عبدالحسین زرین کوب، عبدالرحیم نجات، دکتر قاسم تویسرکانی، محمود شهابی، محمدابراهیم آیتی، سیدمحمد مشکات، حمیدی شیرازی، مهدی الهی قمشه ای، کمال الدین نوربخش دهکردی، محدث ارموی، سیدحسن تقیزاده، رضإ؛  سرداری، کاظم معزی، مدرس رضوی، محمدجعفر اسلامی و آیت الله حاج میرزا خلیل کمره ای در این دانشکده به تعلیم علوم اسلامی همت گماشتند.

دکتر سید محمد حسینی بهشتی، دکتر محمد مفتح، دکتر عبدالهادی حائری و دکتر محمدجواد باهنر ازجمله پرورش یافتگان این دانشکده اند.

پس از مدتی کرسی فقه حنفی و شافعی را در دانشکده بنیان نهادند و دانشجویان سنی با آزادی بیشتری به ادامه تحصیل پرداختند.

در سال 1344 دانشکده علوم معقول و منقول به دانشکده الهیات و معارف اسلامی تغییر نام داد.

دانشکده الهیات و معارف اسلامی هم اکنون دارای شش گروه آموزشی است: علوم قرآن و حدیث، فقه و مبانی حقوق و اسلامی، فلسفه و کلام اسلامی، ادیان و عرفان تطبیقی، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی و فقه شافعی. همه این گروه ها در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو می پذیرند.

شناسایی پی آمد اعمال در زندگی با الهام از قرآن، حقوق زن در خانواده از دیدگاه اسلام و غرب و دیدگاه برخی از بزرگان در مورد فقه و مذهب ازجمله فعالیتهای پژوهشی این دانشکده است.

دانشجویان این دانشکده برای شناسایی و احیای دانش های بشری که در حوزه علوم و معارف اسلامی است، آموزش می بینند تا امکان شناخت و شناساندن این علوم و معارف را بیابند. تربیت کارشناسان در حوزه علوم اسلامی به منظور انجام خدمات علمی در نهادهای آموزشی چون آموزش و پرورش، دانشنامه ها و مراکز فرهنگی، ازجمله اهداف این دانشکده به شمار می آید.

مجله مقالات و بررسی ها از سوی این دانشکده به چاپ می رسد.

پاینده باد ایران

منبع: سایتهای اینترنتی


 
 
خودروی تمام خاتمکاری شده
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩
 

نخستین اتومبیل تمام خاتم دنیا با خاتمکاری هنرمندان عزیز میهنمان چند روز دیگر در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی رونمایی می شود.

این خودرو چهار متر طول، 1.7 عرض و 1.2 متر ارتفاع دارد و هفت مربع از آن با استفاده از موادی همچون عاج فیل و چوب درخت گردو خاتمکاری شده است. 150 تکه الماس روی بدنه و 10 کلیو طلای 18 عیار نیز در آن به کار رفته و از همین رو به این ماشین گلدن وان لقب داده اند.

تودوزی گلدن وان نیز با الهام از صنعت فرش تهیه شده است.

پاینده باد ایران

منبع: سایتهای اینترنتی

 


 
 
فئودور داستایوسکی نویسنده جنایت و مکافات
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩
 

فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی روزنامه نگار، نویسنده و داستان نویس روس به سال 1821 میلادی چشم به جهان گشود و در 1881 دیده از جهان فروبست.

پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرد.

فئودور همراه با برادرش سه سال به مدرسه شبانه روزی رفت. در پانزده سالگی مادرش و در جوانی پدرش را از دست داد. به سال 1838 وارد دانشکده مهندسی نظامی در پترزبورگ شد.

در 1843 با درجه افسری از آن دانشکده فارغ التحصیل شد و در اداره مهندسی وزارت جنگ مشغول به کار شد.

پس از مدت کوتاهی از ارتش استعفا کرد و برای امرار معاش به کار ترجمه پرداخت، و آثاری چون اوژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را ترجمه کرد. اندک اندک با نوشتن داستانهایی برای خود جای پایی فراهم آورد.

به سال 1849 پلیس مخفی وی را به جرم براندازی دستگیر کرد. دادگاه نظامی برای او حکم اعدام در نظر گرفت. وی را تا پای جوخه اعدام نیز بردند ولی مشمول تخفیف شد و مجازات او به زندان، خدمت سربازی و تبعید تغییر یافت.

در این دوران دچار حملات صرع شد که تا پایان عمر درگیر آن بود.

به سال 1857 پس از دو سال عشق جانفرسا با ماریا دیمیتریونا بیوه یک کارمند گمرک ازدواج کرد. سرانجام خدمت اجباری او در ارتش به انجام رسید و او داستانهایش را دنبال کرد.

هنوز به او اجازه نمی دادند که به شهرهای بزرگ برود. سرانجام عرض حالی برای الکساندر دوم فرستاد و اجازه یافت به پترزبورگ برود.

او در نشریه ورمیا که برادرش منتشر می کرد شروع به انتشار داستان ماجرای بی شرمانه کرد. سپس به اروپا رفت.

در 1863 ورمیا تعطیل شد و در 1864 برادرش میخاییل و همسرش ماریا دیمیتریونا درگذشتند.

او مردی خوش گذران و قمارباز بود و نمی توانست پولی برای خود نگاه دارد و چیزی برای روزهای بی پولی بیندوزد. وی همه حق تالیفهای خود را پیش خور کرد.

او قراردادهای زیادی با مدیران نشریان و ناشران امضا کرده بود و فرصت نداشت هیچ یک را به پایان برساند. به سال 1866 رمان قمارباز را در بیست و شش روز برای آنا گریگوریونا دیکته کرد و آنا با روش تندنویسی و دستگاه تایپ آن را برای چاپ آماده ساخت و گشایشی در کار او حاصل آمد. داستایوسکی یک سال بعد با آنا منشی خود ازدواج کرد.

به سال 1868 دخترش سوفیا به دنیا آمد که پس از سه ماه درگذشت.

در سال 1873 سردبیر مجله گراژ دانین شد و یک سالی در این سمت بود.

آلیوشا فرزندش در 1875 به دنیا آمد و در سه سالگی بر اثر حمله صرع در گذشت.

داستایوسکی در روزهای پایانی عمر یک سخنرانی زیبا در جشن بزرگداشت پوشکین ایراد کرد و به اوج شهرت و افتخار در زمان حیات خود رسید. بسیاری که در پای سخنرانی او بودند دقایقی اشک افشاندند و گاه خندیدند. آنان که با یکدیگر قهر بودند یکدیگر را در آغوش کشیدند و آشتی کردند و این برای کسانی که در آنجا نبودند چون افسانه می نمود.

ویژگی منحصر به فرد آثار داستایوسکی روانکاوی و باز کردن زوایای روانی شخصیتهای داستان برای خواننده است. سوررئالیست ها مانیفست خود را بر اساس نوشته های داستایوسکی ارائه کردند.

بیشتر داستان های او بازتاب دهنده شخصیت خود او است، سرگذشت مردمی فقیر، بیچاره، عصیان زده و از لحاظ جسمی و روانی بیمار.

ضبط نام او به صورت داستایوسکی نزدیک به تلفظ نام او در زبان انگلیسی است و بیشتر به همین شکل در فارسی ثبت شده است.

پاینده باد ایران

منبع: سایت های معتبر اینترنتی


 
 
پیام پور فلاح در جشنواره سیریا کارتن
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩
 

پیام پور فلاح کاریکاتوریست و مدیر خانه کاریکاتور اصفهان جایزه نقره جشنواره سیریا کارتون را به دست آورد.

سیریاکارتن، سیریاکارتون

پاینده باد ایران


 
 
از اشعار حسن وحیددستگردی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٩
 

بخشی از قصیده معروف وحید دستگردی که در وصف اصفهان سروده است:

به زاد و بوم جی اندر شتافتم از ری / چنان به شوق که کودک به جانب مادر

سواد شهر صفاهان چو گشت سرمه چشم / به هرچه دید دگرگونه آمدش به نظر

شکسته باره از این پیش بود و تنگ فضای / کنون درست و قوی باره است و پهناور

همیشه بوده هنر کودک اصفهان مادر / اگر نبود صفاهان نبود فضل و هنر

پاینده باد ایران


 
 
پیشگامان انقلاب اصفهان
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٩
 

امروز 15 خرداد 1389 برابر با قیام تاریخی پانزده خرداد 1342 پیش گامان انقلاب در اصفهان جلسه ای را در صدا و سیمای مرکز اصفهان تشکیل دادند.

ابتدا هاشم حداد مدیر جمعی از پیشکسوتان انقلاب سخنانی ایراد کرد. سپس دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی استاندار اصفهان به بیان تفاوت های حرکت مردم ایران با انقلاب های غرب و شرق پرداخت. گفتنی است که ذاکر اصفهانی طی پیشنهاد جمعیت پیشگامان انقلاب اصفهان برای استانداری اصفهان به رییس جمهور پیشنهاد شد.

آنگاه خاکسار مداحی کرد و پس از این محمدمهدی عبدخدایی از فداییان اسلام به تفسیر شعار ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند و توضیح درباره جمهوری اسلامی و عاشوراییان معاصر روی آورد.

محمدمهدی عبد خدایی فرزند آیت الله شیخ غلامحسین تبریزی است. تبریزی نخستین مجله دینی را در تبریز به چاپ رساند. وی امام جمعه مشهد در قبل و بعد از انقلاب بود و مدتی نواب صفوی را در خانه خود پنهان کرد. مزار تبریزی در حرم امام رضا (ع) نزدیک مزار شهید هاشمی نژاد قرار دارد. حاج آقارحیم ارباب و آیت الله خادمی همواره به اصفهانی ها سفارش می کردند که نماز خود را در مشهد به او اقتدا کنند.

محمدمهدی عبدخدائی در بازار تهران به کسب و کار مشغول بود. او به دستور واحدی، دکتر حسین فاطمی را ترور کرد که موفقیت آمیز نبود. عبد خدائی زندانی شد و و چون شانزده سال داشت و سنش به حد قانونی نرسیده بود پس از بیست ماه آزاد شد و برای تحصیل به حوزه علمیه رفت.

پس از موج دستگیری ها، هشت سال به زندان رفت که چهار سال آن در برازجان گذشت. پس از آزادی، ازدواج کرد. در سال 1358 نشریه منشور برادری را انتشار داد و اکنون به تدریس در دانشگاه مشغول است. برادرش نیز مدتی نماینده مجلس بود.

آقای محمد مهدی عبد خدایی در سخنان خود اشتباههایی انجام داد ازجمله علامه طباطبایی را با شهید مطهری جابه جا گرفت.

حکم تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی را فتوا خواند.

گفت که به مجلس عزاداری، روضه می گویند به خاطر کتاب روضه الجنه. در حالیکه منظورش روضه الشهدا بود و ترکیب روضه الشهدا و کتاب روضات الجنات شده بود روضه الجنه.

سوره کوثر را سوره ای کوچک خواند که بهتر است سوره کوتاه می گفت.

پاینده باد ایران


 
 
شناختی تازه از قمرالموک وزیری
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩
 

قمر الملوک وزیری مشهورترین خواننده زن ایرانی به سال 1284 خورشیدی در قزوین چشم به جهان گشود و در 1338 دیده از جهان فروبست.

پدرش پیش از تولد و مادرش اندکی پس از تولد درگذشت. مادربزرگش روضه خوان حرم زنان ناصرالدین شاه بود و او از همان روضه ها تاثیر پذیرفت.

مرتضی نیداوود وی را با ردیف موسیقی ملی آشنا کرد. اندک اندک آوازه او تا بدانجا رسید که کمپانی هیز ماسترز ویس برای ضبط صدای او تجهیزاتی به تهران آورد. پس از آن نوبت کمپانی پولیفون بود و بعد از این دویست صفحه از او ضبط شد.

این شیرزن خوش صدا به سال 1303 برای نخستین بار کنسرت داد و بدون حجاب روی صحنه رفت. او نخستین زن در دوران معاصر ایران بود که بدون حجاب به خوانندگی در حضور مردان پرداخت.

نظمیه از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد.

با تاسیس رادیو، صدای قمر به گوش ایرانیان رسید و بسیاری از بزرگان ادبی و مقامات کشوری را به خود جلب کرد. عارف قزوینی، ایرج میرزا و تیمورتاش وزیر دربار از شیفتگان صدای او بودند. استاد بنان او ام کلثوم ایران نامید.

قمرلملوک وزیری درآمد کنسرت هایش را به امور خیریه، فقیران، یتیمان و بنای آرامگاه فردوسی اختصاص می داد و خود با تنگدستی جهان را بدرود گفت. مزار او در ظهیرالدوله است.

روی سنگ مزارش این اشعار به چشم می خورد:

تنها نه قمر بود هنرمند به عالم / روح ملکی بود که در جسم بشر رفت

آتشی در سینه دارم جاودانی / عمر من مرگی است نامش زندگانی

رحمتی کن کز غمت جان می سپارم / بیش از این من طاقت هجران ندارم

پاینده باد ایران

میراثیار


 
 
از شعرهای سایه
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩
 

درد گنگ از هوشنگ ابتهاج مشهور به ه.ا. سایه است:

نمی دانم چه می خواهم بگویم

زبانم در دهان باز بسته است

در تنگ قفس باز است و افسوس

که بال مرغ آوازم شکسته است

نمی دانم چه می خواهم بگویم

غمی در استخوانم می گدازد

خیال ناشناسی آشنا رنگ

گهی می سوزدم گه می نوازد

پریشان سایه ای آشفته آهنگ

ز مغزم می تراود گیج و گمراه

چو روح خوابگردی مات و مدهوش

که بی سامان به ره افتد شبانگاه

درون سینه ام دردیست خونبار

که همچون گریه می گیرد گلویم

غمی آشفته دردی گریه آلود

نمیدانم چه می خواهم بگویم

نمیدانم چه می خواهم بگویم

پاینده باد ایران


 
 
آثار دکتر پرویز خانلری
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
 

دکترناتل خانلری از دوران تحصیل دبیرستان، همکاری خود را با مطبوعات آغاز کرد. نخستین مقاله خود را در روزنامه اقدام انتشار داد و در سال چهارم دبیرستان به انتشار اشعار و نوشته هایش در مجله مهر پرداخت.

وی به سال 1322 مجله سخن را بنیان نهاد و تا سال 27 1357 دوره از آن را انتشار داد. سخن، پنجره ای به روی ادبیات جهان گشود و محلی برای انتشار آثار نویسندگان نوقلم و شاعران نوگرا بود، و تاثیر آن بر ادبیات فارسی معاصر غیر قابل انکار است.

تاریخ زبان فارسی، 1348. کتاب تاریخ زبان فارسی در پنج جلد بود؛ جلد نخست شامل اصطلاحاتی درباره زبان ایرانی باستان و فارسی میانه تا ورود اسلام. جلد دوم زبان ها و گویش هایی که پس از اسلام تا قرن هفتم هجری در ایران شکل گرفت و تکامل پیدا کرد. جلد سوم ویژگی های نحوی و لغوی و آواشناسی دوره دوم زبان فارسی دری پس از حمله مغول تا قرن سیزدهم. جلد چهارم درباره زبان فارسی معاصر و تحول و دگرگونی آن و جلد پنجم درباره زبان فارسی در کشورهای همسایه مانند تاجیکستان، افغانستان و شبه قاره. البته خانلری موفق شد تنها جلد اول و دوم آن را بنویسد.

تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی، 1327 که پایان نامه او بود.

ترجمه تریستان و ایزوت، 1334.

ترجمه چند نامه به شاعر جوان، 1320.

ترجمه دختر سروان، 1310.

ترجمه شاهکارهای هنر ایران اثر آرتور اپهام پوپ، 1338.

ترجمه مخارج الحروف اثر ابن سینا، 1333.

تصحیح داستان های بیدپای، 1361.

تصحیح دیوان حافظ، 1359.

تصحیح سمک عیار، 1338.

چند نکته در تصحیح دیوان حافظ، 1338.

دستور زبان فارسی، 1351، خانلری بررسی زبان را از بزرگ ترین واحد زبان یعنی جمله، آغاز می کند، اصطلاحاتی دقیق به کار می گیرد و فارسی معاصر از فارسی دوره های پیشین را تفکیک می کند.

روان شناسی و تطبیق آن با اصول پرورش، 1316.

زبان شناسی و زبان فارسی، مجموعه مقالات، 1343.

شعر و هنر، مجموعه شعر، 1345.

شهر سمک، 1362.

غزل های حافظ، 1337.

فرهنگ تاریخی زبان فارسی، بخشی از دوره اول، 1357.

ماه در مرداب، 1343، مجموعه اشعار.

وزن شعر فارسی، 1337.

هفتاد سخن، مجموعه مقالات، دو جلد، 1368 تا 1369.

پاینده باد ایران


 
 
شناختی تازه از ملوک ضرابی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
 

ملوک ضرابی خواننده و موسیقیدان ایرانی به سال 1289 خورشیدی چشم به جهان گشود و در 1378 دیده از جهان فروبست.

او از سیزده سالگی فعالیت های هنری خود را آغاز کرد. وی آواز را نزد اقبال آذر و حسین طاهرزاده و تنبک را از حاجی خان ضربگیر فراگرفت و در خواندن تصنیف و آهنگ های ضربی مهارتی بسزا کسب کرد و صفحه هایی از او ضبط شد.

با تاسیس رادیو به همکاری با برنامه های رادیویی پرداخت.

همچنین در نمایشنامه های جامعه باربد به سرپرستی مهرتاش همکاری داشت.

این آلبوم ها را از او شنیده ام:

آلبوم رعنا.

آلبوم سخنی با دل.

آلبوم کیستی.

آلبوم های بهترین های 1 و 2.

پاینده باد ایران

آلبومشناسی هنرمندان، آلبوم شناسی هنرمندان


 
 
از شعرهای هوشنگ ابتهاج
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
 

شعر مرجان

سنگی است زیر آب

در گود شب گرفته دریای نیلگون

تنها نشسته در تک آن گور سهمناک

خاموش مانده در دل آن سردی و سکون

او با سکوت خویش

از یاد رفته ای ست در آن دخمه سیاه

هرگز بر او نتافته خورشید نیم روز

هرگز بر او نتافته مهتاب شامگاه

بسیار شب که ناله برآورد و کس نبود

کان ناله بشنود

بسیار شب که اشک برافشاند و یاوه گشت

در گود آن کبود

سنگی است زیر آب ولی آن شکسته سنگ

زنده ست می تپد به امیدی در آن نهفت

دل بود اگر به سینه دلدار می نشست

گل بود اگر به سایه خورشید می شکفت...

پاینده باد ایران


 
 
حراج کتاب
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
 

در خانواده ای بزرگ شدم که اهل کتاب بازی و کتاب خوانی بودند، پدرم کتاب ها را که ورق می زد شمیم خوش دانش و بوی دلپذیر فرهنگ به مشامم می رسید، اندک اندک چشمه دانایی در دلم جوشید و توانایم کرد که بر سر خوان گسترده کتاب بنشینم و به قدر خود از این سفره پرنعمت  بهره برگیرم.

کتاب های پدرم در قطع های کوچک، با آن حروف ریز و درهم و بدخوان، با آن کاغذهای کاهی و روزنامه ای که بر اثر مرور زمان اندک اندک خرد می شد، قدیم ترین و و وفادارترین دوستان من به شمار می روند.

گاهی که به خوش باشی می پردازم و یا دچار روزمرگی ها می شوم پس از بازگشت به دامن کتاب و کتابخانه می گریم، من سعادت را در میان کتاب ها یافته ام حتی اگر حوصله پژوهش نداشته باشم کتابی را مطالعه می کنم و اگر حال مطالعه نباشد کتابی را ورق می زنم و اگر توان ورق زدن هم در من نباشد، کتابی را در بغل می گیرم و می بویم و می بوسم. بوی کتاب کهنه با آن گرد و غبار و صحافی قدیمی و کاغذ کاهی حالم را جا می آورد.

وقتی می بینم که دوستی، کتاب های پدرش را می فروشد سخت غمگین می شوم. همه چیز را می توانم بپذیرم جز این را. چه بسا آن فرزندان، متمکن نیز هستند و چه بسا این کار در زمان حیات پدرشان صورت می گیرد و این دو مسأله، بیشتر مرا می آزارد.

اما فروش کتابخانه شخصی خود حکایتی دیگر دارد، نیاز شدید مالی، کمبود جا و هجرت به خارج از کشور از دلایل این کار به شمار می رود.

چند روز پیش یک آگهی حراج کتاب بر دیوار دیدم. پایین آن نیز یک آگهی فروش گوسفند زنده به چشم می خورد که وضع را رقت انگیزتر می کرد. زیر آگهی حراج کتاب این شعر توجهم را جلب کرد و آتش به جانم زد:

چون توانستم ندانستم چه سود / چون که دانستم توانستم نبود.

گویی تمام دردهای فروشنده کتاب در همین یک بیت خلاصه شده بود. با حراج کننده کتاب تماس گرفتم و گفتم: اگر حاصل آن همه کتاب خوانی ات همین یک شعر بوده باشد برایت بس است.

شعر از عطار نیشابوری است و در دیوان او چنین ثبت شده:

چون توانستم ندانستم چه سود / چون بدانستم توانستم نبود.

سیدمحمد شریعتی شاعر معاصر اصفهانی نیز یک دوبیتی در همین مایه دارد:

در آن زمان که توانستمی ندانستم / کنون که باخبرم نی بود توانستم

برای عمر عزیزی همی خورم افسوس / که پربها و گرانمایه رفت از دستم.

پاینده باد ایران


 
 
نشت نفت در خلیج مکزیک
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
 

نشت چاههای نفت در مکزیک همچنان ادامه دارد و این گونه که روشن است چند ماه دیگر نیز ادامه خواهد داشت. این واقعه یکی از بزرگ ترین فاجعه های محیط زیستی در آمریکا به شمار می رود و اخبار رسانه ها را به خود اختصاص داده است. اوباما رییس جمهور امریکا نیز سفری به آن ناحیه داشت و روند کنترل نشت نفت را از نزدیک مشاهده کرد. شگفت که چند روز دیگر روز جهانی محیط زیست نام گرفته است.

بزرگترها به یاد می آورند که در شهریورماه 1335 خورشیدی چاه نفت شماره پنج منطقه البرز در شهر قم فوران کرد. فشار گاز نمی گذاشت که شیر نفت بسته شود. مهندسی خارجی به نام کین لی، گاز نفت را آتش زد و نفت را نیز با لوله به حوضچه هایی هدایت کرد. این گونه بود که چاه نفت قم مهار شد ولی تا مدتها آتش گاز از مسافتی دورتر و حتی از تهران هم دیده می شد، مزرعه های اطراف قم و جاده میان تهران و قم نیز به نفت آلوده شده بود.

در آن زمان ایرانیان بسیار به خود سرکوفت زدند و دولت نیز مورد انتقاد قرار گرفت که چرا ما متخصصی در این زمینه نداریم و وسایل و امکانات نیز در دسترسمان نیست تا خود در چنین مواقعی مدیریت بحران را در دست بگیریم.

حال با آنچه در مکزیک روی داده روشن می شود که همواره طبیعت کار را از بشر می رباید و امریکا که قدرتمندترین دولت دنیاست کار زیادی از دستش بر نمی آید. از آن سو این اندازه از نفت به هدر می رود و از این سو آب آلوده می شود و جانداران درون آن جان می بازند.

پاینده باد ایران


 
 
تحریمهای اقتصادی علیه ایران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
 

در خردادماه 1359 ایران از سوی آمریکا در محاصره اقتصادی قرار گرفت. اکنون که سی سال از آن تاریخ گذشته بازهم تحریمها علیه ایران ادامه دارد و به ویژه در ماههای اخیر شدت بیشتری یافته است به گونه ای که شاید قطع نامه چهارم نیز از راه برسد.

تاکنون محاصره اقتصادی در برابر ایران چندان کارساز نبوده است اما این بار آمریکا با همکاری کشورهای قدرتمند غربی پی گیر یک تحریم جامع و سراسری علیه ایران است و در قبال شرکت ها و افرادی که تحریم را رعایت نکنند با بی رحمی تمام رفتار می کند.

به هرحال اگر تحریمها کارسازتر از گذشته هم باشد مردم ایران بیش از دولت آسیب خواهند دید؛ چراکه سایه تحریم نه بر سر ایران که بر سر ایرانی سنگینی می کند. از همین رو سه دهه است که گرانی و کم یابی گریبان ما ایرانیان را سخت می فشارد، و هر روز بیش از پیش کمربندها را محکم تر می بندیم.

نخستین بهانه آمریکا برای محاصره اقتصادی ایران، اشغال سفارت آمریکا در تهران به عنوان لانه جاسوسی و گروگان گرفتن دیپلمات های آمریکایی به دست دانشجویان پیرو خط امام بود. اما پس از آزادی گروگانها تحریم همچنان ادامه یافت. سپس حمایت ایران از تروریسم بهانه قرار گرفت و تمام رییس جمهوران آمریکا به نحوی بر تحریم ایران صحه گذاشتند و بر شدت آن افزودند. حال بهانه آمریکایی ها برای تحریم، تلاش ایران در جهت دست یابی به سلاح هسته ای است.

این بهانه، چندان قانع کننده نیست چراکه اکنون غرب درباره خلع سلاح و خاورمیانه بدون بمب هسته ای، سیاستی یک بام و دو هوا دارد. از این سو، قطع نامه های فراوانی علیه ایران به امضا می رسد و از آن سو رژیم صهیونیستی به عنوان تنها قدرت هسته ای منطقه شناخته می شود ولی هیچ فشاری به او وارد نمی شود.

هندوستان و پاکستان نیز در نزدیکی ایران و به عنوان قدرت های هسته ای آسیا به گسترش سلاح های هسته ای خود سرگرمند ولی آمریکا موضع روشنی در برابر آنان نمی گیرد.

پس اگر فرض کنیم که ایران به دنبال ساخت بمب اتمی و بهره برداری نظامی از انرژی هسته ای باشد بازهم سازمان ملل در این باره برخوردهای تبعیض آمیزی از خود نشان داده و حال آن که ایران بارها و بارها تاکید کرده است که به فناوری هسته ای به عنوان یک انرژی می نگرد و دست یابی به بمب اتمی را پی گیری نمی کند.

از سویی با نگاهی به تاریخ معاصر می توان نتیجه گرفت که تحریمها فرصت مناسبی برای پیشرفت و ایستادن روی پای خود بوده است.

نخستین نمونه آن، تحریم ایران از سوی دولت انگلستان در زمان دکتر محمد مصدق بود تا در برابر ملی شدن صنعت نفت ایران سنگ اندازی شود. اما این اقدام بریتانیا تبدیل به نیروی محرک خوبی برای ملت ما شد و کمک بزرگی به ملی شدن صنعت نفت ایران کرد.

ایرانیان با فرصت به دست آمده، از وابستگی ها کاستند و با گام نهادن در مسیر خودکفایی، نیازهای خود را به دست خود برآورده ساختند. پس از مدت اندکی دانشمندان ایران با وجود کاستیهای فراوان و دشواریهای بسیار به دستاوردهای بزرگی رسیدند و شگفتی همگان را برانگیختند.

حال نیز اگر دانش و فناوری در ایران پیشرفت چشمگیری پیدا کرده است دلیلی جز تحریمهای آمریکا علیه ایران ندارد. گویی رهروان راه خودکفایی در زمان محاصره اقتصادی بیشتر است و تحریم، راه استقلال را هموارتر می کند.

پاینده باد ایران


 
 
دکتر سروش و مهاجرت علما و مراجع
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
 

دکتر عبد الکریم سروش که چند سالی است خارج نشین شده در طی نامه سرگشاده ای از علمای منتقد خواسته است تا ایران را ترک کنند. او می گوید در شرایط دشوار کنونی دانشمندان دینی می توانند همانند دوران مشروطه به خارج از ایران هجرت کنند و دوباره کربلا و نجف را مرکز خود قرار دهند.

این نظریه جناب سروش در صورت اجرایی شدن، تبعات سنگینی برای ایران خواهد داشت و بدترین آن، خارج شدن مقدار زیادی ارز به عنوان وجوه شرعی در هر سال از ایران است.

در ضمن حذف فیزیکی افراد در عراق ناآرام، بسی آسانتر از ایران است و کمتر سروصدا خواهد کرد، و در ضمن به پای دولت عراق نوشته خواهد شد.

آیت اله حائری کسی است که با تاسیس حوزه علمی قم، اندک اندک ایران را اهمیت بخشید و عراق را از مرکزیت انداخت. آیت الله بروجردی با مرجعیت سراسری خود، پس از مرجعیت آیت الله سید ابوالحسن مدیسه ای اصفهانی به کلی مرجعیت شیعه را از نجف به قم منتقل کرد. پس از درگذشت آقای بروجردی شاه به آیت الله حکیم تسلیت گفت. او دوست داشت که مرجعیت از ایران به عراق بازگردد و آیت اله حکیم را که فردی عرب بود بر مرجعیت ایرانیان ترجیح می داد.

پاینده باد ایران


 
 
بازهم زندان کهریزک
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
 

پس از تعطیلی زندان کهریزک بسیاری از رسانه های منتقد به این موضوع پرداختند. آری چنین است خرابی ها در کشور ما. حتی اگر کسی به اشتباه ها متعرف شود، اوضاع خراب تر می شود. مسوولان نیز بسیار از پرداختن رسانه ها به موضوع کهریزک ناخرسند هستند و دوست دارند هرچه زودتر آن موضوع از مرکز توجه منتقدان کنار گذاشته شود.

اکنون یکی از نمایندگان مجلس طی نطقی فرمودند که از وقایع کهریزک راضی نیستیم ولی در مقایسه با زندانهای زمان شاه بازهم وضع بهتری داشته است.

بنده سنم به دوران پیش از انقلاب نمی رسد و هنوز هم طعم زندان را نچشیده ام ولی با زندانیان سیاسی دیدار داشته ام و از زندان ها بازدید کرده ام بنابراین نکاتی در این زمینه به نظرم می رسد:

اگر قرار باشد پس از گذراندن چندین سال همان وضع شاه را داشته باشیم که خیلی اوضاع ناجور می شود.

بله تجاوز و شکنجه در دوران گذشته و در کشورهای خارجی هم دیده می شود و زندان ابوغریب و گوانتانامو که انکار نشدنی است ولی یک تفاوت کوچک وجود دارد: آن زندان بانان برای ثواب چنان نمی کنند و ایدئولوژی، نقشی در شکنجه دادن ها ندارد بلکه صرفا لذت خود و عذاب زندانی را در نظر دارند ولی وای به روزی که ایدئولوژی و باورهای مذهبی فرمانبر شکنجه گران شود و به کسی پیش از اعدام تجاوز کنند برای آن که به بهشت نرود.

آقای علی اکبر مهدی پور که بارها در دوران گذشته و هم در دوران حاضر به زندان رفته است، وضع زندان های پیشین را بسی بهتر از حال کنونی توصیف می کند. او می گوید که در گذشته به آخوندها احترام زیادی می گذاشتند. همچنین غذا و وسایلی را که از خانه برای زندانی می آوردند به او می دادند.

دکتر فضل الله صلواتی که در دوران گذشته و حال، زندانی سیاسی بود و فرزندانش نیز در دوران حاضر به زندان رفتند، بسیار از وضع کنونی زندان ها گله مند است.

دختر آیت الله العظمی منتظری که دانشجوی دانشگاه اصفهان بود و فردی رک گو است می گوید پدرم زندانی بود یک روز که برای دیدار او رفتم از شدت شتابزدگی و چون بچه ای در بغل داشتم، روی زمین افتادم و صورتم کمی زخم برداشت. زندان بانان به تکاپو افتادند و زخمم را بستند تا خون آن بند آمد. سپس با این که وقت ملاقات گذشته بود به دیدار پدر نائل شدم. آنان نمی خواستند پدر مرا زخمی ببیند و بیشتر ناراحت شود و گمان کند که زندانبانان مرا زده اند.

در زمان حال نیز برادرانم زندانی بودند و برای دیدار آنان به زندان رفتم. بارها برای من لنگ گرفتند و مرا بر زمین زدند تا با سر و صورت زخمی برادرانم را ببینم!

زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری که از زمان رضا شاه تا چند سال پیش یعنی نزدیک به هفتاد سال به عنوان زندان از آن بهره برداری شد و فرزندان این مملکت در آن خاک شدند نشان می دهد که در دوران گذشته، زندانیان حق داشتند چند دقیقه در هفته حمام بگیرند و زیر دوش بروند ولی زندانیان سیاسی معاصر با دیدن دوشهای حمام در شگفتی فروشدند چون نمی دانستند که آنجا حمام هم داشته است!

پاینده باد ایران


 
 
از اشعار اقبال لاهوری
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
 

به کام خود دگر آن کهنه می ریز / که با جامش نیرزد ملک پرویز

اشعار جلال الدین رومی / به دیوار حریم دل بیاویز

سراپا درد و سوز آشنائی / وصال او زبان دان جدائی

جمال عشق گیرد از نی او / نصیبی از جلال کبریائی

به روی من در دل بازکردند / ز خاک من جهانی ساز کردند

ز فیض او گرفتم اعتباری / که با من ماه و انجم ساز کردند

خودی تا گشت مهجور خدائی / به فقر آموخت آداب گدائی

ز چشم مست رومی وام کردم / سروری از مقام کبریائی

پاینده باد ایران


 
 
از اشعار سایه
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩
 

از غزلیات هوشنگ ابتهاج مشهور به ه.ا. سایه است:

پیش ساز تو من از سخر سخن دم نزنم / که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده راست / تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین / عاقبت مژده نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی / من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند / آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت / کی بود باز که شوری به جهان درفکنم

نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد؟ / من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم

بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی / باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

پاینده باد ایران


 
 
از اشعار پروین اعتصامی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩
 

مادر موسی، چو موسی را به نیل / در فکند، از گفته رب جلیل

خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه / گفت کای فرزند خرد بی گناه

گر فراموشت کند لطف خدای / چون رهی زین کشتی بی ناخدای

گر نیارد ایزد پاکت بیاد / آب خاکت را دهد ناگه بباد

وحی آمد کاین چه فکر باطل است / رهرو ما اینک اندر منزل است

پرده شک را برانداز از میان / تا ببینی سود کردی یا زیان

ما گرفتیم آنچه را انداختی / دست حق را دیدی و نشناختی

در تو، تنها عشق و مهر مادری است / شیوه ما، عدل و بنده پروری است

نیست بازی کار حق، خود را مباز / آنچه بردیم از تو، باز آریم باز

سطح آب از گاهوارش خوشتر است / دایه اش سیلاب و موجش مادر است

رودها از خود نه طغیان میکنند / آنچه میگوئیم ما، آن میکنند

ما، بدریا حکم طوفان میدهیم / ما، بسیل و موج فرمان می دهیم

نسبت نسیان بذات حق مده / بار کفر است این، بدوش خود منه

به که برگردی، بما بسپاریش / کی تو از ما دوست تر میداریش

نقش هستی، نقشی از ایوان ماست / خاک و باد و آب، سرگردان ماست

قطره ای کز جویباری میرود / از پی انجام کاری میرود

ما بسی گم گشته، باز آورده ایم / ما، بسی بی توشه را پرورده ایم

میهمان ماست، هر کس بینواست / آشنا با ماست، چون بی آشناست

ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنند / عیب پوشیها کنیم، ار بد کنند

سوزن ما دوخت، هر جا هر چه دوخت / زاتش ما سوخت، هر شمعی که سوخت

پاینده باد ایران


 
 
شناختی تازه از حسین منزوی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩
 

حسین منزوی شاعر ایرانی به سال 1325 خورشیدی چشم به جهان گشود و در 1383 دیده از جهان فروبست.

وی در دورانی که شعر سنتی می رفت تا به فراموشی کامل سپرده شود با غزل هایش جانی تازه در شعر کهن فارسی دمید. زبان غزل هایش تازه، پرطروات و شورانگیز است.

او به زبان آذری نیز شعر می سرود.

اشعارش را خوانندگان مشهور و ازجمله همایون شجریان خوانده اند.

چند بار در مراسم هایی سعادت دیدار او نصیبم شد ازجمله در همایش فصلی ادبیات در هتل شاه عباس کبیر اصفهان استاد همه تعارف ها را رد کرد و پهلوی این حقیر نشست.

منزوی با مرگش از انزوا بیرون آمد و بیشتر و بیشتر شناخته شد.

کتاب هایی که از او دیده ام:

از شوکران و شکر، مجموعه غزل.

ترجمه حیدربابای شهریار به شعر نیمایی.

از کهربا و کافور، مجموعه غزل.

با عشق در حوالی فاجعه، مجموعه غزل.

با سیاوش از آتش، گزیده غزل های سالهای 1345 تا 1374.

این ترک پارسی گوی: شهریار شاعر شیدایی و شیوایی. نقد و بررسی اشعار شهریار است.

مقدمه بر آثار گوناگون ازجمله زنگ های زنگ زده.

پاینده باد ایران

میراثیار


 
 
آشنایی با روزنامه سلام
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩
 

روز نامه سلام به سال 1369 با مدیرمسوولی سید محمد موسوی خویینی ها و سردبیری عباس عبدی به چاپ رسید و در 1378 برای 5 سال توقیف شد.

در نخستین انتخابات پس از درگذشت امام خمینی، نامزدهای مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، خانه کارگر و تشکل های همسو رد صلاحیت شدند. موسوی خوینی ها، توسلی و عبایی خراسانی رد صلاحیت نشدند. اعتراض ها بی فایده بود و انعکاسی نداشت. از همان زمان مجمع روحانیون تصمیم به انتشار روزنامه سلام گرفت تا به عنوان تریبون جناح چپ عمل کند.

گردانندگان اصلی سلام سیدعبدالواحد موسوی لاری، ابراهیم اصغرزاده، وفا تابش، سیدمحمد رضوی یزدی، بهروز صحابه، مسعود مظفری، محمدمهدی حیدریان، سید محمود حسینی، اکبر اعلمی، محمد ابراهیمی انصاری لاری، عیسی ولایی و میرعلی نگارنده بودند.

بخش شهرستانهای سلام بسیار فعال بود و بدون داشتن یک نگاه مرکزنگر، اخبار محلی را منعکس می کرد.

تیترهای روزنامه بسیار جذاب بود. به عنوان نمونه لاریجانی نماینده مجلس درباره مذاکرات پنهانی نمایندگان با دولتهای خارجی گفته بود: خاک بر سر این وکیلی که.... روزنامه سلام تیتر کرد: لاریجانی وکیل مجلس: خاک بر سر این وکیل!

یکی از ویژگی های سلام، افشاگری بود. افشای اختلاس 123 میلیارد تومانی مرتضی رفیقدوست برادر محسن رفیق دوست رییس بنیاد مستضعفان از پر سروصداترین افشاگری ها بود که بعدها از سوی مسوولان 23 میلیارد تومان و بعد بیست و سه میلیارد ریال عنوان شد.

سلام هر از چندی دادگاهی می شد و قضات احکامی برای آن صادر می کردند. سردبیر روزنامه در سال 1373 دستگیر شد و انصار حزب الله نیز هر روز در برابر دفتر روزنامه در تهران و شهرستانها به تظاهرات پرداختند و شعار مرگ بر سلام سردادند.

سیدمحمد خاتمی وزیر ارشاد در دفتر روزنامه حاضر شد و با حمایت خود از توقیف آن جلوگیری کرد.

سلام هر سال با بحرانهایی روبه رو بود ولی چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربان علی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات برای تهدید مطبوعات ضربه آخر را وارد کرد، و سلام از وسی دادگاه ویژه روحانیت به مدت پنج سال توقیف شد. دانشجویان به توقیف سلام اعتراض کردند و وقایع کوی دانشگاه رقم خورد.

محمود احمدی نژاد، کامران دانشجو، درویش زاده نماینده مردم دزفول در مجلس پنجم و حمیدرضا ترقی عضو موتلفه و نماینده مشهد در مجلس پنجم از شاکیان سلام بودند.

در سال 1383 دوران توقیف روزنامه به سرآمد و مطبوعات و سایتهای اینترنتی مطالبی درباره انتشار دوباره سلام به صورت روزنامه و یا فصلنامه انتشار دادند ولی سلام هیچ گاه چاپ نشد.

کریم ارغنده پور کتابی به نام دوران سلام درباره روزنامه سلام به نگارش درآورد که به سال 1379 از سوی نشر نگاه امروز در تهران منتشر شد.

پاینده باد ایران


 
 
دیدار با احمد بیگدلی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩
 

احمدبیگدلی نویسنده، نمایش نامه نویس و داستان نویس ایرانی به سال 1324 خورشیدی در اهواز چشم به جهان گشود.

وی در سال 1347 به خدمت در آموزش و پرورش لاهیجان پرداخت و از 25 سالگی نوشتن را آغاز کرد. نخستین داستان او در مجله فردوسی چاپ شد.

از دیگر فعالیتهای او نمایش نامه نویسی برای تئاتر و تلویزیون بود.

او از دهه شصت تاکنون در یزدانشهر در حاشیه نجف آباد اصفهان سکونت دارد. او در این شهر حلقه ای ادبی تشکیل داده است و هر هفته نشستهای ادبی برگزار می کند.

او هم اکنون با مجله بین المللی هنر پارسی و کتاب هفته همکاری دارد. آوای نهنگ از کارهای اخیر اوست.

رمان اندکی سایه نخستین کتاب این نویسنده برنده جایزه کتاب سال ایران شد.

پاینده باد ایران


 
 
آثار ابو ریحان بیرونی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩
 

بیش از 146 اثر را به بیرون نسبت می دهند یعنی چیزی برابر با سیزده هزار سطر.

آثار بیرونی همگی به زبان عربی است مگر التفهیم که البته خود بعدها آن را به عربی ترجمه کرد.

تحقیق ماللهند: کتابی است در هندشناسی شامل تاریخ، جغرافیا، مذهب، عادات و رسوم، اوضاع و طبقات اجتماعی هندوان و سرزمین هند و گزارش سفر بیرونی به هند.

قانون مسعودی که نوعی دانشنامه است در نجوم اسلامی شامل یازده بخش. در این کتاب بخشهایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات دیده می شود. وی این اثر را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت نوشت، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و گفت کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته ام، نه پول.

التفهیم لاوایل صناعت التنجیم: در ریاضیات و نجوم که به فارسی نوشته شده است و چند قرن کتاب درسی برای تعلیم ریاضیات و نجوم بوده است. او آن را به فارسی کرد مر ریحانه دختر حسین خوارزمی را که خواهنده کتابی در نجوم بود.

الجماهر فی معرفه الجواهر: او این کتاب را به نام ابوالفتح مودود بن مسعود تالیف کرد.

وی در این کتاب به معرفی مواد معدنی، فلزها و جواهرهای قاره های آسیا، اروپا و آفریقا می پردازد و ویژگی های فیزیکی ماند بو، رنگ، نرمی و زبری حدود سی صد نوع کانی را شرح می دهد و گفتارهای دانشمندان یونانی و اسلامی را همانند ارسطو و اسحاق کندی درباره آن ها را بیان می کند.

صیدنه: درباره گیاهان دارویی، مواد شیمیایی و خواص طبی و طرز تهیه آن ها است. این اثر به دست استاد عباس زریاب خویی تصحیح شده است.

الاثار الباقیه عن القرون الخالیه (اثرهای به جامانده از قرن های گذشته): ابوریحان در این کتاب مبدا تاریخ ها و گاه شماری اقوام مختلف ازجمله ایرانی ها، یونانی ها، یهودی ها، مسیحی ها، عرب های زمان جاهلیت و عرب های مسلمان را مورد بررسی قرار داده و درباره جشنها و اعیاد هر یک سخن گفته است. آثارالباقیه را می توان نوعی تاریخ ادیان دانست.

بیرونی کتاب های مختلفی را از هندی به عربی ترجمه کرد که عبارت اند از: سیدهانتا، الموالید الصغیر، کلب یاره.

وی آثار فلسفی هندوان کتاب شامل را به عربی ترجمه کرد.

او همچنین داستان هایی را از پارسی به عربی ترجمه کرده است. از جمله این داستان ها می توان شادبهر (حدیث قسیم السرور)، عین الحیات، داستان اورمزدیار و مهریار و همچنین داستان سرخ بت و خنگ بت یا حدیث صنمی البامیان را نام برد.

پاینده باد ایران


 
 
شناختی تازه از ابوریحان بیرونی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩
 

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی مخترع، کاشف، ریاضیدان، فیزیکدان، زیست شناس، هندشناس، ستاره شناس، پژوهشگر، فیلسوف، تاریخ نگار و دانشمند ایرانی به سال 362 قمری در روستای بیرون در خوارزم چشم به جهان گشود و در 440 در غزنین دیده از جهان فروبست.

او با زبانهای یونانی و عربی آشنا بود.

بیرونی سفرهای بسیاری به هند کرد و ازجمله در جریان لشکرکشی های سلطان محمود غزنوی به هند امکان یافت که به این سرزمین برود و زبان هندی و سانسکریت را فراگیرد.

دوران او همزمان با حکومت سامانیان و سپس غزنویان بود. او با بوعلی سینا هم دوره بود و با هم مکاتبه و تبادل نظر داشتند.

 بیرونی در فلسفه پیرو روش متعارف عهد خویش یعنی روشی که به وسیله کندی و فارابی تحکیم یافته بود نبود؛ بلکه باورهای ویژه و روش جداگانه ای داشت و بر ارسطو ایراداتی وارد کرد.

بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را محاسبه و تعریف کرده است.

اپیکتوگرام یعنی چگال سنج آلت برای سنجش وزن مخصوص در فیزیک از اختراعات اوست.

نام بیرونی در تمام دانشنامه ها و دایره المعارفهای علمی جهان به چشم می خورد. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاه ها، دانشکده ها و کتابخانه ها نهاده اند و او را با عنوان استاد جاوید می شناساند.

پاینده باد ایران


 
 
سفرنامه قم
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩
 

پس از سفر مشهد، سفری دیگر به یکی دیگر از شهرهای مذهبی ایران یعنی قم انجام شد. دوستی اصرار کرد تا به مجلس روضه برویم. میراث یار بارها تاکید کرد که مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد ولی سودی نداشت. سرانجام میراث یار تسلیم نظر دوستش شد و هر دو به مجلس روضه رفتند. روضه در خانه سیدمحدهاشم روضاتی بود. آقای وحید خراسانی از مراجع تقلید شیعه که تاکنون در سیاست دخالت نداشته و خود را از این جنگولک بازی ها برکنار داشته است در مجلس نشسته بود. از قرار معلوم پنج شب برای این روضه در نظر گرفته شده بود که در آن شب به پایان رسید. آقای وحیدخراسانی پدرزن رییس فعلی قوه قضاییه به صاحب مجلس تاکید کرد که بهتر است پنج شب دیگر بر آن بیفزایید و روضه را تا شب دهم ادامه دهد. صاحب مجلس گفت اگر شما به منبر می روی ادامه بدهم وگرنه همینجا ختمش می کنم. آقای وحید پذیرفت و پنج شب به منبر رفت و گفت: شما مرا پس از سالها دوباره منبری کردید.

می دانید که آقای وحید خراسانی خطیب برجسته ای بود و منبرهای او در مسجد سید اصفهان شهرت فراوانی داشت اما طلبه ها عقیده دارند که منبر، آدم را ضایع می کند و بنابراین پس از دستیابی به سطوح عالی تدریس در حوزه، دور رسانه منبر را خط می کشند.

آقای وحید همان شب کتاب جامع الانساب اثر آیت الله سیدمحمد علی روضاتی اصفهانی عموی پدر سید محمد هاشم روضاتی صاحب آن مجلس روضه را به امانت برد. شب بعد بنده باز با پافشاری دوستم به آن مجلس رفتم. آقای وحید در آن شب منبرش را به معرفی جامع الانساب اختصاص داد و از لزوم پرداختن به دانش تبارشناسی و نسب شناسی در حوزه های علمیه سخن گفت.

جامع الانساب کتابی است درباره نسب سادات موسوی در سرتاسر حهان که جلد نخست آن به سال 1335 خورشیدی به چاپ رسیده و به دلیل مشکلات فراوان، دو جلد دیگر آن تا کنون انتشار نیافته است.

پاینده باد ایران


 
 
ادامه سفرنامه مشهدمقدس
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩
 

سفر مشهد فرصتی بود تا عبرت هایی در برابر چشم میراث یار قرار گیرد. در زمان سفر میراثیار بود که چند بی حجاب در مشهد دستگیر شدند و برای یکی از آنان جریمه یک ملیون و سیصد هزار تومانی تعیین شد. چه کسی این نرخ را گذاشت نمی دانم ولی بعضی بر این عقیده بودند که ممکن است خانم مورد نظر به کار خلاف روی آورد تا بتواند این ضرر مالی را جبران کند.

کاشف به عمل آمد که پارازیت روی رسانه های خارجی در مشهد بیش از اصفهان و حتی تهران است.

میراث یار از کسانی که در مدرسه پریزاد متصل به حرم امام رضا (ع) نشسته بودند تا به پرسش های مختلف پاسخ گویند پرسید که چرا امامان به زیارت مزار امامان پیش از خود نرفته اند؟ همگی آنها از پاسخ به این سوال درماندند و گفتند که تاکنون به این موضوع فکر نکرده بودند. آنان استاد خود را نیز خبر کردند ولی او هم چیزی بیش از اینان نمی دانست. سرانجام پاسخ را به فرصتی دیگر موکول کردند.

میراثیار حدس می زند که آنان در این فرصت به جان لوحهای فشرده و برنامه های علوم اسلامی افتادند ولی کمتر چیزی در این باره یافتند و کامپیوتر هم کمکی به حضرات نکرد، همین بود که در فرصت بعدی به چشم یک دگراندیش به میراث یار بینوا نگاه می کردند. ناگهان همگی آنان با قدرت هرچه تمامتر به میراثیار حمله کلامی بردند و اندک اندک روشن شد که آنان گمان کرده اند میراث یار با آنان کشتی گرفته است و چون مغلوب شده اند اکنون باید او را بر زمین بزنند تا جبران مافات شود. از آسمان و ریسمان سخن گفتند تا یک جا شبهه ای وارد کنند و میراثیار را منکوب کنند. میراثیار محترمانه عذر خواست و در حالی که قلبش شکسته بود مجلس را ترک گفت و به دان دادن کبوترها مشغول شد.

پاینده باد ایران


 
 
سفر نامه مشهد
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩
 

دو هفته پیش برای مراسم درگذشت روحانی آزادی خواه محصور یعنی حاج آقا طباطبایی قمی سفری به آن ناحیه داشتم و خیلی زود به زادشهرم بازگشتم. در انتظار فرصتی بودم که باز به مشهد بروم و چند روزی برای ایران آزاد و آزادی ایرانیان دعا کنم. این فرصت، هفته پیش دست یاب شد ولی با دقت دریافتم که باید برای آزادی خود  امام رضا (ع) بیشتر دعا کنم چون خادمان سختگیری بیش از اندازه می کردند. این جا نایست، آنجا منشین، از اینجا بیا از آنجا برو. البته مدافع بی قانونی و آشوب نیستم ولی این قدر هم اذیت و آزار زائران جنبه خوبی ندارد. این از زیارت، در این اندیشه شدم که اوقاتی را در کافی نت بگذرانم . یک کافینت شبانه روزی هم یافت شد ولی سرعت بسیار پایین بود و مشتری ها از تمام اقوام و ملل در صف نشسته بودند. مدتی دراز گذشت تا نوبت به بنده رسید. سیستمها از نوع دیزلی اعلا بود و جواب نمی داد. پس از تعویض چندباره سیستم سرانجام موفق به باز کردن ای میلم شدم. مشغول بررسی نامه ها بودم که ناگهان فردی بالای سیستم من که گل سرسبد همه سیستم ها بود آمد و کیس را روی میز خواباند و با سرعت هرچه تمام تر پیچهای کیس را باز کرد و چیزی را از شکم رایانه بی زبان درآورد و در جیب گذاشت و در همین حال مدیر کافی نت با او درگیر شد و کاشف به عمل آمد که بله این جناب قطعه مورد نظر را به جای طلبش از صاحب کافی نت برداشته است تا ببرد. شاید صد تومان استفاده کرده بودم ولی یک هزاری روی میز گذاشتم و فرار را بر قرار ترجیح دادم.

از هرکس می پرسیدم نمی دانست کافی نت کجا هست و اصلا کافی نت یک چیز ناآشنا و زاید حتی برای جوانان بود. خودم یک کافی نت دیگر یافتم. زیر مانیتورها چوب گذاشته بودند. کاغذ و خودکار نبود و سیستمها صدای قار و قار زیادی می کردند به گونه ای که برای دقایقی گمان کردم در مرکز تعمیرات هلی کوپتر وارد شده ام. مسوول کافی نت، مغازه را زود بست. گفتم چرا اینقدر زود؟ گفت: ایستگاه اتوبوس دور است و تازه همین حالا هم دیر است و تا ایستگاه می دوم تا به اتوبوس برسم. حالا فرض کنید اگر چنین عملی از ما اصفهانیها سر می زد چه ها که نمی گفتند ولی خوب این را بنده می گذارم به حساب سخت کوشی مشهدیها.

پاینده باد ایران


 
 
بوسه بر دست (دست بوسی)
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
 

دست بوسی عملی است که به ویژه در جهان سوم مرسوم است. افراد از روی اختیار چنین عملی را از خود بروز می دهند ولی گاه چنین جلوه می دهند که بی اختیار و ناخواسته چنان کرده اند.

دست بوسی نمونه های بسیار دارد: فرزندان نسبت به پدر و مادر، شاگردان نسبت به استادان، مریدان نسبت به مرشدان و مجتهدان اما نمونه بارز آن دست بوسی مردم، دولتمردان و در مجموع فرودستان نسبت به حاکمان است.

گاه نیز کارفرما دست کارگر را، استاد دست شاگرد را، فرمانده دست سرباز را، رییس دست کارمند را و مدیر دست ارباب رجوع را می بوسد.

پیروان طریقت موقع سلام کردن، دست یکدیگر را می بوسند. عرفا می گویند صحابه گرامی پیامبر (ص) پس از دست دادن، دست یکدیگر را می بوسیدند.

بعضی از مذاهب اسلامی نیز دست بوسی را جایز دانسته اند به شرطی که از بوسیدن دست افراد، دست رسول خدا (ص) اراده شود. یعنی دست عالمی را ببوسیم که جانشین پیامبر به شمار می رود و یا بر دست سیدی بوسه بزنیم که از فرزندان پیامبر است.

امروزه دست بوسی با اهداف مختلفی انجام می شود ولی چون از روی ترس و سیاست انجام می پذیرد، به انحراف کشیده شده و جنبه چاپلوسی، تملق و عوام فریبی پیدا کرده است.

مثلی در فارسی داریم که می گوید: «دستی را که نمی شود برید، باید بوسید». پرتو اصفهانی می فرماید:

ای بسا دست که از روی ضرورت بوسند / که اگر دست دهد ببرند به تیغ

پس در رویارویی با زورگویی دو راه پیش رو است: بریدن و یا بوسیدن. ایرانی همواره به راه افراط و تفریط رفته، یکی از دو راه خشونت و یا کرنش را برگزیده و کم تر به راه سوم فکر کرده است.

به تاریخ بنگریم: مردم ما همواره برای اینکه مشکلات سفره خود را حل کنند و نانی در آن بگذارند، به پای خدایگان زمینی افتاده اند، شگفت اینکه زورمداران نیز فریب خورده اند و دست بوسی ریاکارانه زیردستان را نشانه دلدادگی و وفاداری گرفته اند و به آن دل خوش کرده اند، غافل از اینکه هر کرنشی نشانه اطاعت پذیری نیست.

شاهان بسیار لذت می بردند که گروهی از فرماندهان عالی رتبه ارتش با لباس های پرزرق و برق جلویشان صف بکشند و دستشان را ببوسند، و بعضی هم صف را به هم می زدند، سبقت می گرفتند و نوبت را رعایت نمی کردند! گاهی نیز در صفهای دست بوسی باید زنبیل می گذاشتند و نوبت می گرفتند و وقت خود را بیشتر و بیشتر هدر می دادند.

گاه زورمداران چنان به دست بوسی معتاد می شوند که خودشان دستشان را دراز می کنند که اطرافیان ببوسند. به این روش باید بوساندن دست گفت، غافل از اینکه پادشاهان از بهر پاس رعیتند نه رعیت از بهر طاعت ملوک.

چند سال پیش فیلمی از دیدار یکی از مقامات با یکی از استادان حوزه پخش شد، آن استاد تلاش کرد دست آن مسؤول را ببوسد و چون ممکن نشد، او بر زمین افتاد تا پاهای او را ببوسد. هنوز که هنوز است بحث بر سر این عمل او ادامه دارد. گروهی بر این هستند که این کار او نشانه تواضع و احترام بود، اما آیا به راستی نمی توان روش بهتری برای نشان دادن احترام یافت که به شخصیت افراد لطمه نزند و فرهنگ چاپلوسی را گسترش ندهد. راه بهتری وجود ندارد که ما را به آن هو نکنند و دیگران، مسلمان ایرانی و شیعه را دست نیندازند؟ چرا راه هایی هست ولی اگر دست بوسی به منظوری به جز احترام انجام پذیرد لاجرم نیازمند انجام اینگونه رفتارها خواهد بود، رفتارهایی که از لحاظ شرعی هم بی اشکال نیست.

پاینده باد ایران


 
 
دکتر علی شریعتی و دستبوسی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
 

گویی هنوز پس از گذشت سالها گفتار دکترشریعتی شنیدنی و خواندنی است:

دست بوسی نه! باید دست داد و کار کرد

به آنکه اعتراض می کند که چرا دانشجویان دست می زنند و صلوات نمی فرستند می گویم: صلوات نفرستادن جوانان گناه توست؛ چراکه خود می دانی صلوات را به چه صورتی درآورده ای و برایش چه مصرف هایی درست کردی! یکی اینکه تا شخصیت گنده ای وارد مجلس شده است، صلوات فرستاده ای، مصرف دیگرش حرکت تابوت و جنازه است در میان زندگان. و مصارف دیگر، هوکردن یک سخنران، پایین کشیدن یک منبری و مسخره کردن کسی. این هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته ای این است که قشر دانشجو برای ابراز احساساتش نمی تواند صلوات را جدی بگیرد. چون تو چنانش ساخته ای که به کار هو کردن و مسخره کردن و تداعی انحطاط می خورد. تو هرگز به دست بوسیدن اعتراض نکردی، حالا به دست زدن اعتراض می کنی؟

رابطه مریدی و مرادی رابطه طبقاتی دوره های کهنه است و دست بوسیدن مظهر شرک و بردگی است. آن که مرید کسی باشد خود شانس کسی شدن را نخواهد داشت. پس بی رابطه مرید و مرادی و بی دست بوسیدن باید دست داد و کار کرد.

پاینده باد ایران


 
 
پایتخت کتاب جهان
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
 

بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران به عنوان مهم ترین رویداد فرهنگی کشور برگزار شد.

در نمایشگاه امسال بیش از هزار ناشر ایرانی و نزدیک به هزار ناشر غیر ایرانی شرکت داشتند.

سفارت خانه های کشورهای خارجی هم برای نخستین بار در نمایشگاه غرفه داشتند تا اگر با ناشران ایرانی تعامل و ارتباط برقرار کنند.

این نمایشگاه پیشتر در محل دائمی نمایشگاه های تهران برپا می شد ولی چهار سال است که نمایشگاه در مصلی برگزار می شود. برپایی نماز جمعه در دانشگاه تهران و برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلی باعث شگفتی است. این در حالی است که ساخت محل ویژه نمایشگاه کتاب میان شهرهای قم و تهران نیز به فراموشی سپرده شده است.

مصلی مکانی است که که به گفته مسوولان، باعث حرمت نگاه داشتن می شود تا مردم، بسیاری از منکرات را انجام ندهند. منتقدان هم بر آنند که به هر حال منکرات روی می دهد و تنها در این میان حرمت مصلی است که شکسته می شود. به هر حال برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلی این امکان را فراهم می کند تا چند روزی مردم به کتاب اقتدا کنند و اذان کتاب را از گلدسته ها بشنوند.

امسال ایران توانسته است با ارائه انبوهی از کتاب های چاپ اول در رده هفتم جهانی قرار گیرد.

دستیابی به رتبه هفتم در جهان دستاورد بزرگی است و می تواند ثابت کند که سرمایه گذاری های هنگفت و طولانی مدت دولت در زمینه فرهنگ سرانجام به ثمر نشسته است. اما برای اینکه این دستاورد بزرگ، هدر نرود و از کفمان بیرون نشود بهتر است کمی بازتر بیندیشیم و آستانه های تحمل را بالاتر ببریم.

چند سال پیش در دولت هفتم سعی شد تا تهران یک سال به عنوان پایتخت کتاب جهان معرفی شود ولی با تعطیلی مطبوعات به صورت فله ای، این امر مسکوت ماند.

اکنون نیز حذف کتاب های دو مرجع، گردآوری کتابهای یوگا، برخورد با فروش کتاب های هوشنگ گلشیری و محمود دولت آبادی و بازداشتن ناشرانی همچون آگاه، آگه، بقعه، اختران و روشنگران زنان از شرکت در نمایشگاه، زیبنده چنین نمایشگاهی با این گستره نبود.

بحث بر سر جزییات و یا جانبداری از این نویسنده و آن نویسنده نیست، در یک نگاه کلی، محدودیت ها و ممنوعیت هایی از این دست، نتیجه مطلوبی به بار نمی آورد.

اگر فرهنگ را به سیاست نیامیزیم، شایسته عنوانی می شویم که گاه کشورهایی فروتر از ما همچون لبنان نیز به آن دست یافته اند. آری ایران به عنوان مرکز کتاب در جهان شناخته و تهران به نام پایتخت کتاب دنیا خوانده خواهد شد به شرط آنکه خودمان با خودمان مهربان تر باشیم.

پاینده باد ایران


 
 
دیدار با سیمین بهبهانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
 

سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی نویسنده و شاعر ایرانی به سال 1306 خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود.

میرزا حسین خلیلی تهرانی از رهبران مشروطه عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی شاعر، نویسنده و مدیر روزنامه اقدام بود.

مادر او فخرعظما ارغون از شاعران موفق و زنان پیشرو بود که با زبانهای عربی و فرانسه چیره بود و با فقه و اصول و متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت.

مادرش سردبیر روزنامه آینده ایران و پس از شش سال زندگی مشترک در حالی که سیمین سه ساله بود از عباس خلیلی جدا شد و با عادل خلعتبری مدیر روزنامه آینده ایران ازدواج کرد.

سیمین بهبهانی ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و هم اکنون نیز با نام خانوادگی او شناخته می شود ولی مدتی بعد از او جدا شد و با منوچهر کوشیار ازدواج کرد.

شغل اصلی سیمین بهبهانی معلمی است و او از او در سال 1337 وارد دانشکده حقوق شد، در 1348 عضو شورای شعر و موسیقی شد و در کنار هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، یدالله رویایی، بیژن جلالی و فریدون مشیری به کار پرداخت. وی به سال 1357 به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد.

در سال 1378 سازمان جهانی حقوق بشر در برلین مدال کارل فون اوسی یتسکی را به سیمین بهبهانی اهدا کرد. در همین سال نیز جایزه لیلیان هیلمن / داشیل هامت را از سازمان نظارت بر حقوق بشر دریافت کرد.

او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن های بی سابقه به نیمای غزل معروف است.

از اشعار معروف او باید به دوباره می سازمت وطن اشاره کرد که در سال پنجاه و نه سروده شده است.

پاینده باد ایران


 
 
آثار سیمین بهبهانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
 

1330: سه تار شکسته.

1335: جای پا... تا آزادی، مجموعه اشعار سالهای 1325 تا 1335 / چاپ بعدی 1377، تهران: نیلوفر.

1336: چلچراغ، مجموعه اشعار 1335 تا 1336، چاپ بعدی 1362، تهران: زوار.

1341: مرمر، چاپ بعدی: 1366، تهران: زوار.

1352: رستاخیز، مجموعه اشعار ساهای 1342 تا 1352. چاپ بعدی: 1362، تهران: زوار.

1360: خطی ز سرعت و از آتش، مجموعه غزلهای سالهای 1352 تا 1360، چاپ بعدی: 1362، تهران: زوار.

1362: دشت ارژن، تهران: زوار. چاپ بعدی: 1366.

1367: گزینه اشعار، تهران: مروارید. این کتاب برای نابینایان هم به صورت خط بریل به چاپ رسید.

1368: درباره هنر و ادبیات.

1369: آن مرد، مرد همراهم، تهران: زوار، چاپ دوم 1376.

1371: کاغذین جامه، سن خوزه: نشر زمانه / مقدمه بر دیوان پروین اعتصامی، تهران: یادگار، چاپ بعدی: 1376.

1373: کولی و نامه و عشق، مجموعه شعرهای عاشقانه، تهران: چشمه / عاشق تر از همیشه بخوان / ترجمه شاعران امروز فرانسه اثر پیر دوبوادفر (1940 - 1986)، تهران: علمی و فرهنگی، چاپ دوم 1382.

1374: یک دریچه آزادی، تهران: سخن / گزینه غزل: عاشقتر از همیشه بخوان، تهران: مروارید.

1375: با قلب خود چه خریدم، از روز و روزگارم، نقل ها و نقش ها، تهران: سخن.

1377: از سالهای آب و سراب، منتخب هفت دفتر شعر (1325 تا 1376) / یاد بعضی نفرات، تهران: البرز.

1383: مجموعه اشعار.

1384: یکی مثلا این که.

پاینده باد ایران


 
 
درباره تولستوی نویسنده جنگ و صلح
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩
 

آثاری که درباره تولستوی به زبان فارسی دیده ام:

شرح مفصل احوال و آثار لئو تولستوی نویسنده نامدار روسیه اثر هانری تروایا، ترجمه غلامرضا سمیعی.

فیلسوفان جنگ و صلح اثر و. ب. گالی، ترجمه محسن حکیمی.

زندگی و افکار تولستوی اثر هنری گیفورد، ترجمه ابوتراب سهراب.

تولستوی اثر اشتفان سوایگ، ترجمه ذبیح الله منصوری. چاپ دیگر با ترجمه محمدعلی کریمی.

تولستوی اثر هنری گیفورد، ترجمه علی محمد حقشناس.

زندگی نامه و برگزیده های آثار تولستوی اثر هانری تراویا، ترجمه قاسم بذل جو.

نگاهی تازه به جنگ و صلح اثر محمدرضا سرشار (رضا رهگذر).

لئو تولستوی اثر پاتریشیا گاردن، ترجمه شهرنوش پارسی پور.

زندگانی تولستوی اثر رومن رولان، ترجمه ناصر فکوهی. چاپ دیگر با ترجمه علی اصغر خبره زاده.

مقالاتی درباره تولستوی اثر ولادیمیر ایلیچ لنین، ترجمه سپیدرودی.

تولستوی و حضرت محمد (ص).

پاینده باد ایران

تلستی، تولستی، تلستوی،


 
 
آثار و کتابهای تولستوی نویسنده جوانی بربادرفته
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩
 

آنچه از تولستوی به زبان فارسی ترجمه شده است.

جنگ و صلح، ترجمه کاظم انصاری، تجدید چاب با ترجمه سروش حبیبی.

آناکارنینا، ترجمه محمد علی شیرازی، تجدید چاپ با ترجمه جواد امیرانی، سروش حبیبی، فازار سیمونیان، منوچهر بیگدلی خمسه، تهران: نگارستان کتاب.

رستاخیز، ترجمه محمدعلی شیرازی.

کودکی، نوجوانی، جوانی، ترجمه غلامحسین اعرابی، انتشارات سمیر.

داستانهایی برای بچه ها، ترجمه آرش محرمی.

اعتراف و سرشماری در مسکو، ترجمه اسکندر ذبیحیان.

اعترافات ترجمه هوشنگ فتح اعظم و ترجمه سعید فیروزآبادی با عنوان اعتراف من، تهران: جامی.

تمشک (مجموعه داستان)، ترجمه علی آذرنگ.

کوپن تقلبی، ترجمه رضا علیزاده.

پول و شیطان، ترجمه رضا علی زاده.

عید پاک، ترجمه محسن سلیمانی.

طبل میان تهی و هفت داستان دیگر، ترجمه منوچهر ضرابی.

مورچه و کبوتر، ترجمه باقر محمودی.

بهترین داستان های کودکان و نوجوانان، ترجمه مریم خالقی، مترجمان دیگر ان اثر: مجید رزاقی، نسرین مهاجرانی، س. صارمی.

قزاقان، ترجمه مهدی مجاب.

سه پرسش، ترجمه پریسا خسروی سامانی، تجدید چاپ با ترجمه جمال میرخلف.

هنر چیست؟، ترجمه کاوه دهگان.

خداوند حقیقت را می بیند اما صبر می کند، ترجمه پریسا خسروی سامانی. چاپ دیگر: با نام سرانجام حقیقت آشکار خواهد شد، ترجمه صادق سرابی.

جوانی بربادرفته، ترجمه کامران ایراندوست.

سونات کرویتزر (موسیقی مرگ)، ترجمه عبدالله شاه سیاه، همچنین با نام سونات کرویتسر در کتاب مرگ ایوان ایلیچ و داستانهای دیگر (شامل سه داستان بابا سرگئی، مرگ ایوان ایلیچ و سونات کرویتسر)، ترجمه کاظم انصاری، تهران: جامی.

شیطان، ترجمه پرویز نظامی و ترجمه سعید نفیسی و جعفر شریف در کتاب داستان های برگزیده یا شاهکارهای کوتاه، تهران: جامی.

بیست و سه قصه، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران: قطره.

سرگیوس پیر (پدر سرژیو)، ترجمه امیرهوشنگ آذر و کاظم انصاری.

مرگ ایوان ایلیچ، ترجمه لاله بهنام و کاظم انصاری.

محکوم بیگناه، ترجمه احمد نیک آذر.

ارباب و نوکر، ترجمه مهران محبوبی.

حاجی مراد، ترجمه رشید ریاحی، چاپ پیشین با ترجمه حسین صادق اوغلی.

عشق بی پایان، ترجمه حسین نوشین و گامایون.

نامه های تولستوی، ترجمه مشفق همدانی.

داستان های سواستوپول، ترجمه پرویز نظامی.

پولیکوشکا، ترجمه سیداحمد عقیلی، تهران: امیرکبیر.

سعادت خانوادگی و داستانهای دیگر (شامل دو سوار و زمین نورد) ترجمه حسین تفرشیان و گامایون، تهران: جامی.

دو سوار.

زمین نورد، ترجمه ابراهیم یونسی با عنوان داستان یک اسب، اصفهان: فردا.

پاینده باد ایران


 
 
شناختی تازه از لئو تولستوی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩
 

لئو نیکلایویچ تولستوی نویسنده و فعال سیاسی و اصلاح طلب اجتماعی روس به سال 1828 میلادی در یاسنایا پالیانا در صد و شصت کیلومتری جنوب مسکو چشم به جهان گشود و در 1910 دیده از جهان فروبست و در زادگاهش به خاک سپرده شد.

او یکی از مشهورترین، بزرگ ترین و محبوب ترین شخصیت های روسیه و ادبیات جهان به شمار می رود.

رمان های جنگ و صلح و آنا کارنینا از جاودانه های او به شمار می رود.

او در خانواده ای سنتی و اشرافی زاده شد و پدرش و مادرش را در کودکی از دست داد.

در سال 1884 در رشته زبان های شرقی در دانشگاه قازان ثبت نام کرد و پس از سه سال به دانشکده حقوق رفت و وکیل شد. سپس به وضع 350 کشاورز مزرعه خانوادگی رسیدگی کرد و با اصلاحات ارضی به رنج آنان خاتمه داد.

تولستوی در 1851م در جنگ های قفقاز شرکت کرد.

آنچه در جبهه جنگ بر او گذشت، مبنای داستان های قفقازی او شد و سه گانه ای را آغاز کرد: داستان کودکی در 1852، نوجوانی (1854) و جوانی (1857).

با آغاز جنگ های کریمه در 1854 به جبهه رفت و به خاطر گزارش های واقعی از صحنه های نبرد در کتاب خود به نام قصه های سواستوپل به عنوان نویسنده ای چیره دست مطرح شد.

او پس از پیروزی روسیه از ارتش کناره گیری کرد و به عنوان پرچمدار انسان دوستی به بزرگ ترین مخالف جنگ و خونریزی تبدیل شد.

او پنج سال به مسافرت پرداخت و با بزرگان اروپا همانند چارلز دیکنز، ایوان تورگنیف، فریدریش فروبل و آدلف دیستروگ دیدار کرد.

تولستوی برای آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه ای قائل بود و پس از بازگشت به کشورش به اصلاحات آموزشی پرداخت و به پیروی از ژان ژاک روسو مدارس ابتدایی را در روستاها بنیان گذاشت.

پس از این که مدارس از سوی اداره سلطنتی تزار تعطیل شد، او به انتشار کتاب های سرگرم کننده پرداخت و ملیون ها کودک روسی تا دهه دوم قرن بیستم سال اول دبستان را با آموزش الفبای تولستوی آغاز کردند.

او در سی و چهار سالگی با دختر هیجده ساله ای به نام سوفیا آندر ژونا برس (1844 - 1919) ازدواج کرد.

تولستوی در اوج شهرت، با مشاهده فقر طبقه کارگر از بهبود وضعیت جامعه ناامید و دچار سرگشتگی و شکست روحی شد.

وی تشکیلاتی را ایجاد کرد که برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها از دهقانانی که محصولاتشان بر اثر حوادث و آفات طبیعی آسیب دیده بود حمایت می کرد.

او با ترک سیگار و الکل و کنار گذاشتن تفریح و شکار حیوانات، اعلام همدردی همدردی بیشتری با جامعه کرد.

او از زندانیان سیاسی، مذهبی و سربازان فراری حمایت کرد.

وی به مطالعه و تحقیق بیشتر در زمینه ادیان و مذاهب پرداخت و تحت تاثیر اسلام و حضرت محمد (ص) قرار گرفت. همچنین ترجمه جدیدی از انجیل به زبان روسی انجام داد.

آرام آرام بسیاری از مشاهیر جهان تحت تاثیر تولستوی قرار گرفتند، ازجمله مهاتما گاندی آشکارا تولستوی را پیشوای فکری خود معرفی کرد.

محبوبیت تولستوی هرچه در خارج از کشور بیشتر می شد، به همان نسبت در داخل روسیه مورد طعن و لعن قرار می گرفت. پیش نویس آثارش ضبط و شایعه روانی بودن او پراکنده شد. پلیس تزار پیروانش را بازداشت کرد و خود وی را زیر نظر گرفت.

رمان رستاخیز در 1901م باعث شد که کلیسای ارتدکس وی را مرتد اعلام کند.

او سالها قصد داشت تا از خانه فرار کند و سرانجام چنین کرد و به سوی جنوب روسیه رهسپار شد ولی مسافت زیادی نرفته بود که از پا افتاد و دو روز بعد درگذشت.

امسال نیز برابر است با صدمین سال درگذشت تولستوی ولی دولت روسیه کاری در جهت بزرگداشت او انجام نداده است. ولادیمیر تولستوی پسر نتیجه او می خواهد مراسمی بر سر مزار او برپا کند.

پاینده باد ایران


 
 
آنتوان اسفر در اصفهان
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩
 

آنتوان اسفر پژوهشگر و مدیر مسوول فصلنامه نامه های شرق به همراه بیش از صد تن از شرقشناسان لبنانی الاصل فرانسوی برای انجام یک سفر تحقیقاتی به ایران آمده است. این هیات امروز شنبه از آثار تاریخی اصفهان بازدید کردند و دکتر علیرضاذاکراصفهانی استاندار اصفهان در کاخ چهلستون برای آنان سخن گفت.

اسفر بر این است که غرب به جای هراس از دولت ایران باید فرهنگ این کشور را بشناسد و با وضع کنونی ایران آشنا شود.

پاینده باد ایران


 
 
دیدار با سعید بیابانکی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩
 

مهندس سعیدبیابانکی طنزپرداز، نویسنده، ترانه سرا، داستان نویس و شاعر ایرانی در چهارم مهرماه سال 1347 خورشیدی در خمینی شهر اصفهان چشم به جهان گشود.

وی مدرک خود در رشته مهندسی کامپیوتر را به سال 1372 از دانشگاه اصفهان دریافت کرد.

او از کودکی شعرهایی می سرود و در سال 1363 در یک مسابقه شعر رتبه اول را به دست آورد. این موفقیت و تشویقهای علی اصغر حاج حیدری متخلص به خاسته شاعر خمینی شهری باعث شد تا به صورت جدی سرودن شعر را دنبال کند.

از استادان او باید به زنده یاد خلیل بلدی (باغبان)، اصغر حاج حیدری( خاسته )، محمد مستقیمی (راهی)، محمدعلی صاعد، قادر طهماسبی( فرید) و خسرو احتشامی اشاره کرد.

سپس اشعار او در نشریات آینده سازان، جوانان، اطلاعات هفتگی و روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.

بیابانکی با شرکت در شب های شعر مقاومت و همایش های سراسری دفاع مقدس، علاقه مندی خود را به حضور در این عرصه نشان داد. در دوران اصلاحات به سرودن اشعاری در زمینه اوضاع جدید ایران پرداخت و از سال 1376 به مدت دو سال، مدیر روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان بود. در دوران بعد به عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر برگزیده شد ولی این نتیجه باطل اعلام شد و داوریهای جدیدی انجام گرفت.

وی هم اکنون با انجمن ادبی سروش خمینی شهر، انجمن ادبی صائب اصفهان، انجمن های ادبی دانشگاه، حوزه هنری و فرهنگسرای خاوران تهران همکاری دارد.

برگزاری همایش میلاد آفتاب خمینی شهر نیز از فعالیت های او است.

شعرهای سعید بیابانکی به صورت پراکنده در نشریات و جنگ های ادبی به چاپ رسیده است. شعری از او نیز در کتاب فارسی دوم راهنمایی انتشار یافته است.

او با برنامه های صدا و سیما ازجمله شبستانه، جریان، عصر خنده و قاصدک همکاری داشته است.

از دیگر فعالیت های او می توان از این موارد نام برد:

مسئول واحد شعر حوزه هنری اصفهان از سال 69 تا 72

مسئول انجمن ادبی فرهنگسرای خاوران از سال 73 تا 76

عضو شورای بررسی کتاب استان اصفهان از سال 80 تا 82

قائم مقام اجرایی هشتمین کنگره شعر دفاع مقدس

عضو شورای سیاستگذاری کنگره شعر میلاد آفتاب سده

داور در جشنواره های:  دومین دوره کتاب سال دفاع مقدس، شب های شهریور، کنگره شعر دفاع مقدس، شعر و داستان جوان بندرعباس، جشنواره شعر فجر، جشنواره شعر رضوی، کتاب سال قیصر امین پور، جشنواره تولیدات حوزه هنری و...از اشعار او که به صورت کتاب درآمده است می توان به این مجموعه ها اشاره کرد:

سه دوره مجری کنگره شعر دفاع مقدس، دو سال مجری برنامه در حلقه  رندان در حوزه هنری.

وی به دعوت سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به سوریه و لبنان، به دعوت خانه شاعران ایران به کشور تاجیکستان، به دعوت خانه فرهنگی ایران در هند به دهلی نو و بمبئی و به دعوت از سوی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی به ترکیه سفر کرده است.

نیمی از خورشید، اشعار سالهای 1349 تا 1375، قم: همسایه، چاپ اول 1376، 100 صفحه.

نه ترنجی نه اناری، اشعار سالهای 1376 تا 1381، اصفهان: نقش مانا، چاپ اول 1382، 84 صفحه.

رد پایی بر برف

باغ دوردست

سنگچین

پرواز اصفهان مشهد

میو میو کن گربه.

اسممو بهت بگم من.

کی ام چی ام کجایم.

بگو بگو چی هستم.

منابع:

رزومه سعید بیابانکی تنظیم شده از سوی خود شاعر.

ویکی پدیای فارسی.

گفت و گو با مجید زهتاب.

گفت و گو با حشمت الله انتخابی مدیر انشارات نقش مانا ناشر بعضی از آثار بیابانکی.

وبلاگ بیابانکی در بلاگ فا.

وبلاگ بیابانکی در پرشین بلاگ.

پاینده باد ایران.

محمد رضا زاد هوش


 
 
فراخوان آذریزدی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

اداره فرهنگ و ارشاد یزد و بنیاد آذر طی فراخوانی از تمام طراحان دعوت کرده است که طرح های خود را برای مزار شادروان مهدی آذری یزدی بفرستند. به بهترین آثار نیز جایزه هایی ازجمله سکه های بهار آزادی داده خواهد شد.

مهدی آذریزدی داستان نویس نام آور ایرانی سال گذشته در تهران درگذشت و در زادشهرش یزدبه خاک رفت. مشهورترین کار او قصه های خوب برای بچه های خوب بود.

پاینده باد ایران


 
 
خوش حجابی و بد حجابی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

امروز صبح خوش حجابها در اصفهان علیه بیحجابها تظاهرات کردند. زنان چادری و مردان جوان با لباس مشکی از دروازه دولت (میدان امام حسین ع) در چهارباغ عباسی راه افتادند و شعارهایی علیه بیحجابی دادند. روی سی و سه پل هم اکوهای زیادی گذاشته بودند که از آن ها شعارهایی در جهت تشویق و تهییج تظاهرات کنندگان پخش میشد.

ورود به مسجد جامع عباسی (امام / شاه) و مسجد شیخ لطف ا... نیز برای زنان تنها با چادر مجاز است و زنان اعم از داخلی و خارجی بدون پوشش حق ورود به این دو مکان را نخواهند داشت.

در آذربایجان شرقی نیز زنان چادری شناسایی میشوند و به آنها کارت خوش حجابی داده می شود.

این مبارزه با بدحجابی وبی حجابی البته با آنچه در سینما، تئاتر و تلویزیون ایران دنبال میشود در تناقض است. در تلویزیون حتی مجریان مرد هم آرایش میکنند و زیر ابرو برمیدارند.  اگر اسلام به همان صورت گذشته مد نظر باشد حتی نشان دادن اندام ورزشکاران در ورزش هایی مثل کشتی، شنا و فوتبال جایز نیست. فراموشنکنیم که کار طالبان به جایی رسید که به اسبها هم شلوارک پوشاند.

پاینده باد ایران


 
 
شناختی تازه از ملک الشعرای بهار
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

محمدتقی بهار مشهور به ملک الشعرا شاعر، روزنامه نگار، ادیب، مصحح، تاریخ نگار و سیاستمدار ایرانی به سال 1265 خورشیدی در مشهد چشم به جهان گشود و در 1330 دیده از جهان فروبست.

او فرزند میرزا محمدکاظم صبوری ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود. پس از مرگ پدر به سال 1322ق منصب و لقب ملک الشعرایی از سوی مظفر الدین شاه قاجار به او داده شد.

ملک الشعرا بهار از سال 1328 ق به فعالیت سیاسی پرداخت، با مشروطه خواهان همکاری کرد و اشعار خود علیه استبداد را در روزنامه خراسان چاپ کرد.

او پس از فتح تهران و سقوط محمدعلی شاه بهار به نگارش مقالات سیاسی و اجتماعی در نشریات طوس و حبل المتین پرداخت.

بهار به سال 1328ق روزنامه نوبهار را در مشهد راه اندازی کرد که ارگان حزب دموکرات به شمار می رفت.

برنامه او مخالفت با بقای قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت بود از همین جهت نوبهار به دستور کنسول روسیه توقیف شد. او بلافاصله روزنامه تازه بهار را منتشر کرد. تازه بهار هم در 1330ق به دستور وثوق الدوله وزیر خارجه تعطیل و بهار دستگیر و روانه تهران شد.

او یک سال بعد دوباره نوبهار را چاپ کرد و چون خفقان حاکم شده بود به مسائل اجتماعی، اخلاقی و دینی پرداخت ولی بازهم از سوی کنسولگری های روسیه و بریتانیا توقیف شد.

بهار همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، از سوی مردم درجز، کلات و سرخس به نمایندگی دوره سوم مجلس شورای ملی برگزیده شد.

او نوبهار را در تهران چاپ کرد که پس از مدتی توقیف و او به خراسان تبعید شد.

پس از انقلاب روسیه و آزادی احزاب در ایران او به تهران رفت و به فعالیت حزبی در حزب دموکرات پرداخت و انجمن ادبی دانشکده و مجله ادبی دانشکده را پایه گذاری کرد.

بهار در اندیشه اقتدار دولت مرکزی بود و می گفت: نه به جنگلی ها عقیده داشته ام نه با خیابانی همراه و هم سلیقه بوده ام و نه با قیام کلنل محمدتقی خان (به آن طریق) موافقت داشته ام.

او مدتی با سردار سپه همراه شد ولی پس از مدتی که سر و کله دیکتاتوری عظیمی را از پشت پرده دید، به انتقاد از سردار سپه روی آورد.

سردار سپه گفت: من ملک را خیلی دوست داشته ام ولی خود او نخواست از من استفاده کند.

ملک الشعرابهار نماینده مردم ترشیز در مجلس پنجم بود که احمدشاه گریخت. او در مجلس ششم به عنوان نماینده تهران انتخاب شد و پس از پایان عمر این دوره از مجلس، سیاست را کنار گذاشت اما دو بار دستگیر و زندانی و یک سال نیز به اصفهان تبعید شد.

پس از رضا شاه، با آغاز حکومت پهلوی دوم انجمن ادبی ایران و جمعیت هوادار صلح را پایه گذاری کرد و به سال 1325ش وزیر فرهنگ شد.

او سال های آخر عمر را با بیماری های مختلف دست به گریبان بود تا این که درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله در شمیران تهران به خاک رفت.

پاینده باد ایران

میراثیار


 
 
آثار محمدتقی بهار ملک الشعرا
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

احوال فردوسی.

تاریخ تطور شعر فارسی.

تاریخ مختصر احزاب سیاسی، تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1357. او در این کتاب به انحلال سلسله قاجار و روی کار آمدن رضاشاه می پردازد. این اثر نخستین بار به سال 1323 پس از کنار رفتن رضاشاه چاپ شده است.

تربیت نااهل (نمایشنامه).

تصحیح تاریخ بلعمی. که پس از درگذشت او توسط محمد پروین گنابادی تکمیل و چاپ شد.

تصحیح تاریخ سیستان.

تصحیح رساله نفس.

تصحیح شاهنامه فردوسی.

تصحیح مجمل التواریخ و القصص.

تصحیح منتخب جوامع الحکایات و لوانع الروایات عوفی.

چهار خطابه.

دستور پنج استاد.

دیوان اشعار. نخستین بار اشعار او در چاپخانه مجلس به چاپ رسید ولی شهربانی آن را ضبط کرد. پس از شهریور 1320 از 280 صفحه اولیه تنها 140 صفحه پیدا شد.

زندگانی مانی.

سبک شناسی یا تاریخ تطور نثر در سه جلد.

شعر در ایران.

نیرنگ سیاه یا کنیزان سفید (رمان).

یادگار زریران.

 

درباره محمد تقی بهار (ملک الشعراء بهار)

بهار اثر محمدعلی سپانلو، تهران: طرح نو، چاپ اول 1374.

خاطرات مهرداد بهار فرزند ملک الشعرا در مجله بخارا.

پاینده باد ایران


 
 
دکتر ذبیح الله صفا نویسنده تاریخ ادبیات در ایران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

استاد دکتر ذبیح ا... صفا ادیب، پژوهشگر، نویسنده، مترجم، مصحح، شاعر و روزنامه نگار ایرانی به سال 1290 خورشیدی در شهمیرزاد چشم به جهان گشود و در 1378 در آلمان دیده از جهان فروبست.

صفا پس از تحصیلات ابتدایی راهی تهران شد و پس از دبیرستان، به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت و به تحصیل فلسفه و ادبیات فارسی پرداخت. پس از دریافت لیسانس، تدریس در دبیرستانهای تهران را آغاز کرد و در ضمن، تحصیلاتش را ادامه داد.

او به سال 1321 با پایان نامه حماسه سرایی در ایران تا قرن چهاردهم هجری مدرک دکتری خود در در رشته و زبان ادبیات فارسی را دریافت کرد.

از همین سال تدریس در دانشگاه تهران را آغاز کرد و به سال 1327ش به درجه استادی رسید.

مدتی در دانشگاه هامبورک آلمان به تدریس پرداخت و در سال 1342 پس از بازگشت به ایران مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات شد و سپس رییس دانشکده شد.

به سال 1347 به خواست خود بازنشست شد و تدریس را به صورت افتخاری ادامه داد.

او در کنار کار تدریس، سمت های فرهنگی مختلفی هم داشت که مهم ترین آن ها ریاست اداره کل انتشارات و روابط دانشگاهی در دانشگاه تهران، مدیر مجله شیر و خورشید سرخ، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران، معاون انستیتو بین المللی تحقیقات در تاریخ و تمدن آسیای مرکزی، ریاست انجمن ملی روابط فرهنگی ایران، عضویت فرهنگستان ادب، صاحب امتیازی مجله سخن و سردبیری مجله مهر، روزنامه شباهنگ و مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود.

هم چنین او و در کنفرانس ها و سمینارهای علمی سراسر جهان شرکت داشت و رییس کنفرانس عمومی تفاهم شرق و غرب در بروکسل بود.

وی به دلیل خدمات علمی و فرهنگی، نشان درجه اول ملی وزارت فرهنگ و نشانی از سوی دولت فرانسه را به دست آورد.

دکتر صفا سوگمندانه در برنامه هویت مورد تهاجم قرار گرفت و نسبت هایی ناروایی را در پایان عمر به جان خرید.

همسر او آلمانی بود و دو فرزند از خود به یادگار گذاشت. مزار دکتر صفا در آلمان است.

پاینده باد ایران


 
 
آثار دکتر ذبیح اله صفا نویسنده حماسه سرایی در ایران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

1312: نگارش و ترجمه مقالات برای مجله ادبی مهر.

1321 تا 1325: مقالات در روزنامه شباهنگ.

1326 تا 1331: مقالات در مجله ارتش.

1325 تا 1347: مقالات در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود.

آیین سخن.

آیین شاهنشاهی ایران.

احوال و آثار ابوریحان بیرونی.

بهرام چوبین.

تاریخ ادبیات در ایران، پنج جلد. برگزیده آن با نام تاریخ ادبیات ایران، به عنوان کتاب درسی مورد استفاده است.

تاریخ تحول نظم و نثر پارسی.

تاریخ علوم و ادبیات ایرانی.

ترجمه رافائل از آثار آلفونس لامارتین.

ترجمه مرگ سقراط از آثار لامارتین.

تصحیح بختیارنامه.

تصحیح چهارمقاله.

تصحیح داراب نامه بیغمی، دو جلد.

تصحیح داراب نامه طرسوسی، دو جلد.

تصحیح دیوان سیف الدین محمد فرغانی.

تصحیح دیوان عبدالواسع جبلی.

جشن نامه ابن سینا.

حکیم فاراب.

حماسه سرائی در ایران که پایان نامه دکترای او بود. تهران: امیرکبیر.

خلاصه تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران.

دانشهای یونانی در شاهنشاهی ساسانی.

دلیران جانباز.

دورنمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن.

رستم و اسفندیار.

سیری در تاریخ زبانها و ادب ایرانی.

کیانیان.

گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان.

گنج سخن، شاعران بزرگ پارسی گوی و منتخب آثار آنان، سه جلد.

گنجینه سخن، پارسی نویسان بزرگ و منتخب آثار آنان.

لایبنیتز.

مزداپرستی در ایران قدیم.

مقدمه ای بر تصوف.

منظومه یادگار زریر.

نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام الملک طوسی.

نشئه جام. مجموعه شعر با تخلص گمنام. تهران، 1355.

نظری به تاریخ حکمت و علوم در ایران.

نگاهی به تاریخ ایران.

نیکی نامه.

ورقه و گلشاه.

یادنامه خواجه نصیرالدین طوسی.

هم چنین او چندین کتاب به زبانهای آلمانی، فرانسوی، روسی و عربی نگاشته و آثار او به انگلیسی و عربی ترجمه شده است.

پاینده باد ایران


 
 
از اشعار سیمین بهبهانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سیمین بهبهانی در دی ماه 1388 این شعر را در پاسخ به خطیبی سرود که معترضان را گوساله و بزغاله خوانده بود:

شنیدم باز هم گوهر فشاندی / که روشنفکر را بزغاله خواندی

ولی ایشان ز خویشانت نبودند / در این خط جمله را بیجا نشاندی

سخن گفتی ز عدل و داد و آن را / به نان و آب مجانی کشاندی

از این نقلت که همچون نقل تر بود / هیاهو شد عجب توتی تکاندی

سخن هایت ز حکمت دفتری بود / چه کفترها از این دفتر پراندی

ولیکن پول نفت و سفره خلق / ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریسمان بود / دریغا حرفی از جنگل نراندی

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش / سلامی هم به میمون می رساندی

پاینده باد ایران


 
 
دیدار با سیدجلال الدین طاهری اصفهانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

آیت الله سید جلال الدین طاهری حسین آبادی مشهور به طاهری اصفهانی به سال 1305 خورشیدی در حسین آباد اصفهان چشم به جهان گشود.

او تحصیلات جدید را در رشته علوم انسانی تا سطح دیپلم دنبال کرد.

او به زبانهای عربی و فرانسه تسلط کامل دارد.

او با آیت اله شهید دکتر بهشتی، آیت اله خادمی و آیت اله سید محمد علی روضاتی همدرس بود. آیت الله مکارم شیرازی و مدرس یزدی نیز از نزدیکترین دوستان او بودند.

او از مبارزان سرسخت دوران پیش از انقلاب بود. وی به سال 1351 به درخواست امام خمینی اقدام به برگزاری نماز جمعه در مسجد اعظم حسین آباد کرد.

آیت اله طاهری پس از انقلاب امام جمعه اصفهان، نماینده ولی فقیه در اصفهان و نماینده استان اصفهان در مجلس خبرگان رهبری بود.

او در سال 1381 با انتشار نامه ای از امامت جمعه اصفهان استعفا داد و متن کامل نامه او در هیچ یک از مطبوعات به چاپ نرسید.

فرزندان او سید عبدالحسین ساسان استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان، سیدمحمد حسن طاهری در لباس روحانیت، سید مهدی طاهری، سید احمد طاهری و سید علی طاهری که به شهادت رسید.

آیت الله طاهری از لحاظ فقهی دارای درجه اجتهاد و بر علوم حوزوی مسلط است. یکی از اجازات او از آیت الله مرعشی نجفی چهارصد صفحه است.

بسیاری بر این عقیده اند که اگر او رساله توضیح المسائل چاپ می کرد و مرجعیتش را اعلام می نمود، مقلدان و مریدان فراوانی می یافت ولی او هیچ گاه درصدد مطرح کردن خود به ویژه از تریبون های سیاسی نبوده است.

او تاکنون چندین جلد کتاب به زبان عربی منتشر کرده است که ازجمله می توان به تقریرات درس محقق داماد اشاره کرد.

پاینده باد ایران

آیه الله طاهری اصفهانی، آیت الله طاهری اصفهانی، آیت ا... طاهری اصفهانی،


 
 
شناختی تازه از دکتر غلامحسین یوسفی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

دکتر غلام حسین یوسفی شاعر، مصحح، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ایرانی به سال 1306 خورشیدی در مشهد چشم به جهان گشود و در 1369 در تهران دیده از جهان فروبست.

وی علاوه بر تدریس به نگاشتن نقد ادبی، ترجمه از زبان عربی و فرانسه و تصحیح و توضیح آثار گذشتگان مشغول بود.

تصحیح و توضیح بوستان و گلستان سعدی از جاودانه های او به شمار می رود.

از آثار او است:

تصحیح و توضیح بوستان سعدی یا سعدی نامه، تهران: خوارزمی، چاپ اول 1359 که تاکنون بارها به چاپ رسیده است.

تصحیح و توضیح گلستان سعدی، تهران: انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی، چاپ اول 1368 که تاکنون بارها از سوی انتشارات خوارزمی به چاپ رسیده است.

آرزوی دوست، مجموعه اشعار.

ابومسلم سردار خراسان.

برگ هایی در آغوش باد، مجموعه مقاله ها، نقدها، پژوهش ها و یادداشت ها، دو جلد.

ترجمه اما من شما را دوست می داشتم اثر ژیلبر سسبرون.

ترجمه انسان دوستی در اسلام از مارسل بوازار.

ترجمه تحقیق درباره سعدی اثر هانری ماسه.

ترجمه چشم اندازی از ادبیات و هنر اثر رنه ولک.

ترجمه داستان من و شعر اثر نزار قبانی.

ترجمه شیوه های نقد ادبی اثر دیوید دیچز.

ترجمه گزیده ای از شعر عربی معاصر اثر دکتر مصطفی بدوی.

تصحیح التصفیه فی احوال المتصوفه یا صوفی نامه اثر ابوالمظفر عبادی.

تصحیح تقویم الصحه اثر ابن بطلان درباره طب سنتی و پزشکی باستانی.

تصحیح قابوسنامه اثر عنصر المعالی کیکاوس بن وشمگیر.

تصحیح قابوسنامه درسی.

تصحیح لطائف الحکمه اثر سراج الدین ارموی.

تصحیح ملخص اللغات اثر خطیب کرمانی.

تصحیح و توضیح غزل های سعدی.

تمرین فارسی برای کلاس اول دبستان.

چشمه روشن، دیداری با شاعران.

دامنی از گل، گزیده گلستان سعدی.

در آرزوی خوبی و زیبایی، گزیده بوستان سعدی.

درس زندگی، گزیده قابوسنامه.

دیداری با اهل قلم، درباره بیست کتاب نثر فارسی، دو جلد.

روان های روشن.

فرخی سیستانی: بحثی در شرح احوال و روزگار و شعر او.

کاغذ زر، یادداشت هایی در ادب و تاریخ.

نامه اهل خراسان، مجموعه مقالات.

یادداشتها، مجموعه مقالات.

یادداشتهایی در زمینه فرهنگ و تاریخ، مجموعه مقالات.

یادگارنامه حبیب یغمائی.

پاینده باد ایران


 
 
شناختی تازه از احمد میرعلایی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سیداحمدمیرعلایی شاعر، ادیب، داستان نویس، پژوهشگر، روزنامه نگار، نویسنده و مترجم ایرانی به سال 1321 خورشیدی در اصفهان چشم به جهان گشود و در 1374 به شهادت رسید.

وی از سال 1348 در دانشگاه های آزاد و دولتی اصفهان، تهران و کراچی به تدریس پرداخت. مدتی نیز در موسسه انتشارات فرانکلین به ویراستاری مشغول بود.

میرعلایی مطالب بسیاری در مجلات جنگ اصفهان، سخن، نگین، الفبا، رودکی، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی، کتاب جمعه، مفید، گردون، آدینه، دنیای سخن، کلک و لیترری ریویو انتشار داد و خود مدتی سردبیری مجله های کتاب امروز، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی، زنده رود و جنگ اصفهان را برعهده داشت.

وی سفرهای زیادی رفته و بیشتر شهرهای مشهور جهان را از نزدیک دیده بود ولی اصفهان شهر زادگاهش را بیش از همه آنها دوست داشت.

در این اواخر یک کتابفروشی در اصفهان تاسیس کرده بود که پاتوقی برای اهل فرهنگ و ادب به شمار می رفت اما ناگهان جسد او را در یکی از خابان های اصفهان یافتند. آثار تزریق در دستش پیدا بود و چند شیشه مشروب نیز در کنارش به چشم می خورد تا نشان دهد که وی بدمستی کرده و جان داده است. بعدها در جریان دفاعیات عماد الدین باقی در دادگاه روشن شد که مرگ میرعلایی در اصفهان نیز عادی نبوده و در شمار قتل های زنجیره ای است.

میرعلایی کتاب هند تمدن مجروح اثر وی اس نایپل را به فارسی ترجمه کرده بود. پس از مدتی نایپل سفری به آسیا و ازجمله ایران کرد و در اصفهان با میرعلایی مترجم اثر خود دیدار داشت. ماجرای این دیدار در رادیو فارسی بی. بی. سی. به همراه انتقادهایی از حکومت ایران بیان شد و همین شاید دلیل شهادت میرعلایی بود.

هم اکنون فصل نامه زنده رود به عنوان میراث به جا مانده از او در اصفهان به چاپ می رسد.

پاینده باد ایران

احمد میر علایی، احمد میر علائی، احمدمیر علایی، احمدمیر علائی،


 
 
از اشعار از دکتر ذبیح ا... صفا
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

انتظار صبح

با همه آشفتگی روشندلی فرزانه ام / گوهری پنهان ز خلق افکنده در ویرانه ام

شبنمی افتاده از چشم شبم بر روی خاک نیست / معلومم در این وادی که هستم یا نه ام

ماجراسازی ملول از ماجرایم سال و ماه / خانه بر دوشی گریزان صبح و شام از خانه ام

با تهیدستی سبکبار و سرافرازم از آنک / پیش نامردان نشد خم قامت مردانه ام

با دو چشم مست بیمارت مرا تیمار دار / کاو فتاده از پیی در حسرت پیمانه ام

گرچه از تاراج غم روزی سیه دارم چو شام / بس که با این آشنایان کهن بیگانه ام

عمر طی شد در حدیث دوستی (گمنانم) ومن / همچنان از ساده لوحی گوش بر افسانه ام

پاینده باد ایران


 
 
دکتر محمدامین ریاحی نویسنده تاریخ خوی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

دکترمحمد امین ریاحی ایران شناس، روزنامه نگار، مصحح، شاهنامه پژوه، ادیب، تاریخ نگار، نویسنده و پژوهشگر ایرانی به تاریخ 11 خرداد 1302 خورشیدی در خوی چشم به جهان گشود و در 25 اردیبهشت 1388 در 86 سالگی در تهران دیده از جهان فروبست.

او دبستان و دبیرستان را در زادگاهش گذراند. آنگاه به تهران رفت و وارد دانشسرا شد.

سپس تحصیلات خود را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران پی گرفت و از نسل اول استادان دانشگاه یعنی بدیع الزمان فروزانفر، عباس اقبال آشتیانی، ملک الشعرای بهار، احمد بهمنیار، عبدالعظیم قریب و ابراهیم پور داوود بهره جست.

او لیسانس خود در رشته زبان و ادبیات فارسی را در سال 1327 دریافت کرد و به تدریس در دبیرستانهای تهران و دیگر شهرها پرداخت. سپس ده سال بعد موفق شد تا از رساله دکتری خود که تصحیح مرصادالعباد به راهنمایی فروزانفر بود دفاع کند و به درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی برسد.

دکتر ریاحی از این سال تا 1357 استاد دانشگاه تهران بود. سردبیری نشریاتی همچون هفته نامه کیهان فرهنگی برای معلمان، هفته نامه مهرگان، ماهنامه آموزش و پرورش و فصلنامه سیمرغ از دیگر فعالیت های او به شمار می رود.

افزون بر این، مدتی عضو هیات مولفان لغت نامه دهخدا، وزیر مختار و رایزن فرهنگی ایران در ترکیه، مدیرکل وزارت فرهنگ، مدیر کتابخانه های عمومی کشور، نایب رییس فرهنگستان ادب و هنر ایران، رییس دانشکده هنرهای دراماتیک، رییس بنیاد شاهنامه فردوسی، مشاور و قائم مقام وزیر فرهنگ و هنر شد.

به سال 1357 از سوی بختیار آخرین نخست وزیر حکومت پهلوی، به عنوان وزیر آموزش و پرورش تعیین شد و به این خاطر کتک مفصلی از انقلابیون خورد.

آثار دکتر ریاحی اصیل، معتبر و دقیق است و از همین جهت همواره مورد توجه و اعتماد ادب شناسان و مورد استناد پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران بوده است.

درگذشت وی در زمانی روی داد که مردم برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری آماده می شدند و فضای سیاسی حاکم بر کشور، باعث شد که بزرگداشت استاد مورد توجه قرار نگیرد. امروز سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مراسمی در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به مناسبت هزارمین سال سرایش شاهنامه فردوسی برپا کرد. از آن جهت که فصل مهمی از فعالیت های علمی و پژوهشی دکتر ریاحی مربوط به شاهنامه و فردوسی بود در حاشیه این مجلس از خدمات علمی و ادبی او نیز یاد شد و قدردانی به عمل آمد. دکتر مهدی محقق یکی از سخنرانان این مجلس بزرگداشت بود.

پاینده باد ایران


 
 
آثار دکتر محمد امین ریاحی مصحح مرصادالعباد
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

1318: انتشار نخستین مقاله در مجله ارمغان.

داستانی به نام کتاب درسی، تاریخچه کتابهای درسی در ایران و گزارش اصلاح آن.

1337: منار شمس تبریز در خوی و قاضی رکن الدین خویی ممدوح خاقانی و تربت شمس تبریز کجاست؟، مجله یغما. او مزار فراموش شده شمس تبریزی را در شهر خوی بازشناسی کرد. از آن پس مزار شمس مورد توجه قرار گرفت و بازسازی شد.

1326: تصحیح دیوان رشید یاسمی، تهران: ابن سینا.

1342: تصحیح جهاننامه متن تاریخی تالیف شده در 605 هجری اثر محمد بن نجیب بکران، تهران: ابن سینا.

1349: تصحیح مفتاح المعاملات اثر محمد بن ایوب طبری، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.

1350: نفوذ زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی، تهران: امیرکبیر و سپس با عنوان زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی، تهران: پاژنگ، 1369.

1352: تصحیح مرصاد العباد من المبدا الی المعاد اثر نجم الدین رازی مشهور به دایه که پایان نامه او بود، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب و پس از انقلاب: علمی و فرهنگی. هم اکنون به عنوان متن درسی در دانشگاه مورد استفاده است.

1361: گزیده مرصادالعباد، تهران: توس و سپس انتشارات علمی.

1362: تصحیح رتبه الحیات اثر خواجه یوسف همدانی، تهران: توس / تصحیح رساله الطیور اثر نجم الدین رازی، تهران: توس / تصحیح عالم آرای نادری اثر محمدکاظم مروی در سه جلد، تهران: زوار و سپس نشر علم.

1366: تصحیح نزهه المجالس چهار هزار رباعی از سیصد شاعر اثر جمال خلیل شروانی، تهران: زوار و سپس انتشارات علمی.

1367: کسایی مروزی، زندگی، اندیشه و شعر او، تهران: توس و سپس انتشارات علمی / گلگشت در شعر و اندیشه حافظ، تهران: علمی، چاپ دوم 1374.

1368: سفارتنامه های ایران، گزارشهای مسافرت و ماموریت سفیران عثمانی در ایران که به تاریخ روابط پانصدساله ایران و عثمانی می پردازد، تهران: توس.

1371: تصحیح معرفه الاسطرلاب معروف به شش فصل، به ضمیمه عمل و الالقاب اثر محمد بن ایوب طبری، تهران: علمی و فرهنگی.

1372: تاریخ خوی، سرگذشت سه هزارساله منطقه شمال غرب ایران و روابط سیاسی و تاریخی ایران با اقوام همسایه، تهران: توس / سرچشمه های فردوسی شناسی، مجموعه نوشته های کهن درباره فردوسی و شاهنامه و نقد آنها، تهران: پژوهشگاه.

1373: بگشای راز عشق، گزیده کشف الاسرار میبدی، تهران: سخن.

1375: فردوسی: زندگی، اندیشه و شعر او، تهران: طرح نو. بهترین اثر عمومی در معرفی فردوسی و شاهنامه است.

1379: پایداری حماسی (مجموعه مقالات) / چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران (مجموعه مقالات).

پاینده باد ایران


 
 
آشنایی با آثار و کتاب های فارابی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

آثار فارابی از این قرار است:

ما ینبغی ان تعلم قبل الفلسفه یعنی آنچه شایسته است پیش از فلسفه فرا بگیری. او منطق، هندسه، اخلاق نیکو و کناره گیری از شهوات را پیش نیاز پرداختن به فلسفه می داند.

السیاسه المدنیه این کتاب درباره سیاست شهری و اقتصاد سیاسی است.

الجمع بین الرایین یا الجمع بین رای الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطوطالیس. فارابی در این کتاب می کوشد هماهنگی را میان آرا و اندیشه های افلاطون و ارسطو برقرار کند.

رساله فی ماهیه العقل رساله ای است درباره چیستی عقل که اقسام عقل ها را تعریف و مراتب آن ها را بیان می کند.

تحصیل السعاده در اخلاق و فلسفه نظری برای به دست آوردن سعادت.

اجوبه عن مسائل فلسفیه که پاسخ هایی به پرسش ها و مسائل فلسفی است.

رساله فی اثبات المفارقات رساله ای است در اثبات وجود موجودات فرازمینی و غیر مادی.

اغراض ارسطوطالیس فی کتاب مابعد الطبیعه مهم ترین کتاب فارابی است که به مقاصد ارسطو در کتاب متافیزیک می پردازد. همین کتاب است که مورد استفاده ابن سینا قرار گرفت.

رساله فی السیاسه درباره سیاست.

فصول الحکم درباره حکمت الهی و مباحث نفس.

پاینده باد ایران


 
 
احوال و آثار ابونصر فارابی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

ابونصر محمد بن محمد فارابی دانشمند و فیلسوف ایرانی به سال 257 هجری قمری در روستای وسیج در فاراب چشم به جهان گشود و در 338 در دمشق دیده از جهان فروبست. محل تولد او اکنون به نام فاریاب شناخته می شود و در افغانستان قرار دارد.

در جوانی برای تحصیل به بغداد رفت و نزد متی بن یونس منطق و فلسفه را فراگرفت. سپس به حران رفت و شاگرد یوحنا بن حیلان شد.

نام او اندک اندک بر سر زبانها افتاد و چون به بغداد بازگشت، گروهی گرد او حلقه زدند که یکی از آنها یحیی بن عدی فیلسوف مسیحی بود.

در سال 330ق به دمشق رفت و در شمار دانشمندان دربار سیف الدوله حمدانی درآمد.

وی در زبان، ریاضیات، کیمیا، هیات، علوم نظامی، موسیقی، طبیعیات، الهیات، علوم مدنی، فقه و منطق بی همتا بود و در همه این دانشها آثاری را پدید آورد.

او در منطق و طبیعیات، ارسطویی، در اخلاق و سیاست، افلاطونی و در مابعدالطبیعه فلوطینی است.

وی میان ارسطو و عقاید اسلامی هماهنگی برقرار کرد، فلسفه فارابی آمیزه ای از حکمت ارسطویی و نوافلاطونی با رنگ اسلامی است. بعدها میرداماد این روش را گسترش داد و مکتب فلسفی اصفهان را بنیان نهاد.

دانشمندان پس از فارابی از او به نیکی یاد می کنند و وی را معلم ثانی می خوانند؛ چراکه او آثار ارسطو را شرح کرد، و اندیشه های ارسطو او را به خوبی توضیح داد و به جهان اسلام معرفی کرد.

پدر و مادر فارابی از تبار ایرانی بودند، مذهب او شیعه دوازده امامی، و زبان مادری وی سغدی و سپس فارسی بود، و زبان های عربی و یونانی را نیز فراگرفت.

اکنون در ادامه برنامه مصادره دانشمندان ایران زمین، تلاش می شود که وی دانشمندی عرب زبان معرفی شود. ابن خلکان از تاریخ نگاران قدیم نیز کوشیده است تا بر خلاف منابع و مدارک، فارابی را ترک زبان بشناساند.

امروز تصویر فارابی روی اسکناسهای قزاقستان به چشم می خورد.

پاینده باد ایران


 
 
چگونه شکم خود را سیر نگه داریم؟
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سالها پیش عده زیادی از شهروندان به دلیل کمبود درآمد، سبزی، میوه، غذا و دیگر خوراکی های غیر لازم را از سبد کالای خانواده حذف کردند و با خواندن کتاب های آشپزی شکم خود را سیر نگه داشتند.

چندی بعد با گران شدن کتاب و حذف یارانه های کاغذ، این امکان نیز برای بسیاری مرتفع شد و بنابراین به خواندن کتاب در کتابخانه های عمومی روی آوردند. اخیرا با گران شدن عضویت در کتابخانه ها این امکان نیز از آنان سلب شد و همان گونه که می بینید افراد به دیدن کتاب های آشپزی از پشت ویترین کتاب فروشی ها بسنده می کنند.

ناگفته نماند گاهی افراد مرفه در شب های عید، علاوه بر تورق کتاب های آشپزی از نوار کاست مرغ سحر ناله سرکن استفاده می کنند تا با تکرار کلمه مرغ، میزان رفاه خانواده را بالا ببرند.

پاینده باد ایران


 
 
از اشعار عبدالرزاق اصفهانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار / الفرار ای عاقلان زین دیومردم الفرار

ای عجب، دلتان نه بگرفت و نشد جانتان ملول / زین هواهای عفن زین آب های ناگوار

عرصه نادلگشا و بقعه نادلپسند / قرصه ای ناسودمند و شربتی ناسازگار

مرگ در وی حاکم و آفات در وی پادشاه / ظلم در وی قهرمان و فتنه در وی پیشکار

امن در وی مستحیل و عدل در وی ناامید / کام در وی ناروا، راحت در او ناپایدار

ماه را ننگ محاق و مهر را نقص کسوف / خاک را عیب زلازل چرخ را رنج دوار

مهر را خفاش دشمن، شمع را پروانه خصم / جهل را بر دست تیغ و عقل را بر پای خار

نرگسش بیمار بینی لاله اش دل سوخته / غنچه اش دلتنگ یابی و بنفشه سوگوار

تو چنین بی برگ در غربت به خواری تن زده / وز برای مقدمت روحانیان در انتظار

بوده ای یک قطره آب و پس شوی یک مشت خاک / در میانه چیست این آشوب و چندین کارزار

پاینده باد ایران

عبدلرزاق، عبد لرزاق، عبدرزاق، عبد رزاق اصفهانی،


 
 
دیدار با محمدرضا حاتمی ورنوسفادرانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

مهندس محمد رضا حاتمی ورنوسفادرانی نویسنده و پژوهشگر ایرانی به سال 1338 خورشیدی در خمینی شهر اصفهان چشم به جهان گشود.

حاتمی پس از انجام تحصیلات مقدماتی در اصفهان به تهران رفت. او مدرک مهندسی مکانیک خود را از دانشگاه صنعتی اصفهان و کارشناسی ارشد خود در رشته برنامه ریزی سیستمها را از دانشگاه صنعتی اصفهان دریافت کرد.

او هم اکنون به تدریس، مدیریت پروژه های ساختمانی و برگزاری دوره هایی در زمینه خلاقیت، تفکر و کار آفرینی اشتغال دارد.

دیگر فعالیت او نوشتن مقاله و کتاب است. مطالب او با استفاده از دانش و تجربه در حوزه کاربردی به نگارش درآمده و در روزنامه های آسیا، اقتصادپویا و مجله آباد گران به چاپ رسیده است.

کتاب بینش خلاق به قلم او درباره نو آوری، کارآفرینی و مدیریت فکر است. این کتاب در نه فصل از سوی انتشارات علمی در تهران در 416ص رقعی منتشر شده است. بینش خلاق پرفروشترین کتاب غرفه انتشارات علمی در بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران بود به گونه ای که در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسید.

پاینده باد ایران


 
 
کتاب و میوه
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

در شرایطی که به اندازه کافی به کتاب و اهالی کتاب توهین می شود یکی از مدیران شهرداری افاضه فرمودند که در کنار بازارهای روز عرضه محصولات کشاورزی، کتاب نیز به شهروندان عرضه شود.

بعضی هم لابد پیشنهاد خواهند داد که مقداری میوه و سبزی در کتاب فروشی ها گذارده شود تا بلکه جانورانی به بهانه علف خواری به کتاب فروشی ها بروند و این شغل را از نابودی کامل نجات بخشند.

سالیان درازی است که نویسندگان با الهام از ساندویچی ها، کتاب ساندویچی تولید می کنند و در سه سوت، کتاب خود را به سرعت پیچیدن یک ساندویچ به بازار کتاب عرضه می کنند.

اکنون کتاب و میوه و کتاب فروشان و سبزی فروشان نیز می توانند تعامل خوبی را با یکدیگر برقرار کنند و با تضارب اندیشه ها یک اندیشه دیالکتیک را در جامعه رقم بزنند.

فروش تخم کتاب و نهال کتاب نیز به عنوان یک راهکار ریشه ای باد دنبال شود تا با کاشت آن در باغچه و فضای سبز به کلی از هزینه های کمرشکن خرید کتاب آشوده شد.

البته شهروندان گرامی با پیچیدن سبزی در روزنامه در زمینه تعامل کتاب و میوه پیشتاز بوده اند.

پاینده باد ایران


 
 
قهرمان مبارزه با مواد مخدر
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

آفتی ناشناخته به جان مزرعه های افغانستان افتاده است و دارد خشخاش ها را یکی پس از دیگری نابود می کند.

در شرایطی که نیروی بزرگ پلیس و دستگاه های عریض و طویل قضایی در سرتاسر دنیا از پس مبارزه با مواد مخدر برنیامده اند این آفت جدید و خداداد، بزرگ ترین قهرمان مبارزه با مواد مخدر به شمار می رود!

اگر راهکار مناسبی برای مبارزه با این آفت در پیش گرفته نشود در سال آینده تریاک و مشتقات آن کمیاب و گران خواهد شد. پیش بینی می شود که تریاکی های عزیز در سال آینده بر سر این ماده حیات بخش دعوا راه بیندازند. در ضمن چون تریاک سرد است و معتادان پس از مصرف آن، خرما می خورند، احتمال می رود کار دعوا به جنگ هسته ای بینجامد. پرتاب هسته های خرما می تواند یک جنگ هسته ای تمام عیار را در آینده نزدیک رقم بزند.

پاینده باد ایران


 
 
بازدید از نمایشگاه کتاب
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

هزاران تن از بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران بازدید کردند. حالا حسابش را بکنید که اگر نمایشگاه کباب بود چه اندازه بازدیدکننده ها بیشتر بودند. در سفر به تهران و بازدید از این نمایشگاه علاوه بر خرید کتاب، نکاتی چند دستیاب شد:

هم زمان سه نمایشگاه در تهران برپا بود که ترافیک سنگینی را بر شهر حاکم کرده بود.

محل برگزاری نمایشگاه کتاب طبق روال چند سال اخیر و برای مخالفت با دولت های پیشین، همان مصلی بود و محدودیت و ممنوعیت از هرسال بیشتر به چشم می آمد.

عرب های مفت خور که حسابی خوششان است و با پول ما ایرانی ها سر پا هستند نمایشگاه کتاب تهران را بازار پیاز می نامند چون تمام کتاب های بنجل و بی خود و خاک خورده خود را به نام متون اصیل به خریداران قالب می کنند. خیلی از کتاب ها هم توسط ناشران عرب از روی آثار ایرانی کپی شده است و البته کسی جیکش نمی تواند دربیاید.

حضور ناشران شهرستانی چشمگیر بود ولی کثل همیشه چهره های غایب زیاد داشت و چهره های جدید نیز یاد بودند به این معنی که هر سال یک عده جدیدی می آیند و سال های بعد نمی آیند.

نمایشگاه کتاب بازهم بیشتر از همیشه فروشگاه کتاب بود تا نمایشگاه.

پاینده باد ایران


 
 
دیدار با ایرج پزشکزاد
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

ایرج پزشک زاد حقوقدان، روزنامه نگار، نویسنده، مترجم، داستان نویس، نمایشنامه نویس و طنزپرداز ایرانی به سال 1306 خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود.

او پس از انجام تحصیلات در ایران به فرانسه رفت و در رشته حقوق به ادامه تحصیل پرداخت. در بازگشت به ایران مدتی قاضی دادگستری بود آنگاه به وزارت خارجه پیوست و به عنوان دیپلمات به خدمت مشغول شد. او را پس از انقلاب بیرون رفتند.

وی نویسندگی را در بیست و پنج سالگی آغاز کرد. چند داستان کوتاه نوشت و آثار ولتر، مولیر و چند رمان تاریخی را ترجمه کرد و در مجلات انتشار داد.

او پس از انقلاب به فرانسه رفت و هم اکنون کار نویسندگی را ادامه می دهد.

پیش از انقلاب بیشتر آثار او به دست انتشارات صفی علی شاه به چاپ می رسید، حال چاپ بیشتر آثار او در ایران ممنوع است و خوانندگان از نسخه های افست شده آنها استفاده می کنند.

اکنون شرکت کتاب در خارج از کشور، نشر آثار او را برعهده دارد.

بیشتر شهرت پزشکزاد برای بیان ویژگی های شخصی به نام دایی جان ناپلئون در رمان دایی جان ناپلئون است. دایی جان ناپلئون داستان ما ایرانی ها است که توهم توطئه داریم و همواره اعتقاد داریم که کار کار انگلیس ها بوده است.

ناصر تقوایی از این رمان اقتباس کرد و بر اساس آن یک مجموعه تلویزیونی ساخت.

دیک دیویس این کتاب را به سال 1996 به انگلیسی ترجمه کرد.

پاینده باد ایران


 
 
آثار ایرج پزشک زاد نویسنده ماشاالله خان در دربار هارون الرشید
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

آسمون ریسمون، طنزهای ادبی.

انترناسیونال بچه پرروها، طنزیات سیاسی.

بوبول، طنزیات اجتماعی.

ترجمه رمان عدالت اجرا شده است اثر ژان مکر، تهران: صفی علیشاه، 1337.

ترجمه شوایک سرباز پاکدل اثر یاروسلاو هاشک. داستانی است که در زمان جنگ جهانی اول روی می دهد.

ترجمه دزیره اثر آن ماری سلینکو.

ترجمه ماروا اثر موریس دوکبرا.

حافظ ناشنیده پند.

خانواده نیک اختر، شرکت کتاب، 1379.

رستم صولتان، طنزهای اجتماعی، شرکت کتاب، 2006.

رمان دایی جان ناپلئون که به سال 1349 به چاپ رسید و مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

ریشه های اختلاف چین و شوروی (رساله).

شهر فرنگ از همه رنگ، طنزهای سیاسی و اجتماعی.

طنز فاخر سعدی.

گلگشت خاطرات، طنزهای اجتماعی، شرکت کتاب، 2008.

ماشاء الله خان در بارگاه هارون الرشید، تهران: صفیعلیشاه، 1337. رمانی است طنزآمیز برای کودکان و نوجوانان با تصویرهای زیبا.

مروری بر واقعه 15 خرداد 1342، شرکت کتاب.

مروری در تاریخ انقلاب روسیه، به مناسبت فروریختن دیوار برلن، چاپ شهر کلن به سال 1370.

مروری در تاریخ انقلاب فرانسه.

مروری در تاریخ مشروطیت ایران.

مصدق بازمصلوب.

نمایش نامه ادب مرد به ز دولت اوست، تحریر شد: کمدی در سه قسمت، با یک مقدمه و یک موخره، 1352 / تهران: صفیعلیاه، 1355 / تهران: فرشید، 1373.

نمایش نامه بلیت خان عمو.

نمایش نامه پسر حاجی باباجان، نمایشنامه در سه پرده و دو میان پرده.

پاینده باد ایران


 
 
آثار دکتر مصطفی رحیمی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

درباره ژان پل سارتر.

1328: بهشت گمشده. مجموعه اشعار او.

1338: ترجمه آنکه گفت آری، آنکه گفت نه اثر برتولت برشت، تهران: فرهمند.

1344: ترجمه اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر اثر ژان پل سارتر، تهران:کتاب نیلوفر.

1345: یاس فلسفی، مجموعه مقالات او که در سالهای 1339 تا 1344 در ماهنامه تهران چاپ شده بود، تهران: نیل / ترجمه هنرمند و زمان او اثر کامو و دیگران / ترجمه ننه دلاور و فرزندان او اثر برتولت برشت.

1348: ترجمه ادبیات چیست اثر ژان پل سارتر، تهران: کتاب زمان / نگاه، مجموعه مقالات.

1349: نمایشنامه آناهیتا / نیم نگاه، مجموعه مقالات.

1350: ترجمه گزارش سازمان ملل متحد درباره مجازات اعدام اثر مارک آنسل، تهران: پیام.

1351: ترجمه ارفه سیاه اثر ژان پل سارتر.

1352: دیدگاهها، مجموعه مقالات، تهران: امیرکبیر.

1354: ترجمه نقد حکمت عامیانه، سیمون دوبوار / قانون اساسی ایران و اصول دمکراسی، تهران: ابن سینا.

1356: باید زندگی کرد، داستان، تهران: امیرکبیر / قصه های آن دنیا، داستان / نمایشنامه تیاله / ترجمه رسالت هنر، آلبر کامو و دیگران / ترجمه ادبیات و اندیشه اثر سارتر و دیگران.

1357: اتهام، داستان / نمایشنامه دست بالای دست / ترجمه آنچه من هستم اثر ژان پل سارتر، تهران: آگاه / ترجمه کشتار عام اثر ژان پل سارتر / چند مقاله و سخنرانی درباره جمهوری اسلامی، تهران: توس.

1358: اصول حکومت جمهوری / ترجمه حقوق و جامعه شناسی اثر گورویچ و دیگران، تهران: امیرکبیر و ویرایش دوم تهران: سروش.

1362: ترجمه تعهد، مقاله های ادبی و اجتماعی اثر آلبر کامو، تهران: آگاه / ترجمه دیالکتیک اثر پل فولکیه، تهران: آگاه.

1363: ترجمه پرولتاریا، تکنولوژی آزادی آن سوی سوسیالیسم اثر آندره گرز، تهران: رازی.

1367: زمان، ویژه هنر شاعری، تهران: زمان.

1369: تراژدی قدرت در شاهنامه، تهران: نیلوفر.

1370: گام ها و آرمان ها، مجموعه مقالات، تهران: گفتار / ترجمه بحران مارکسیسم به انضمام چند مقاله پروسترو یکا اثر گروه نویسندگان، تهران: سروش / ترجمه پروسترویکا و نتایج آن اثر گروه نویسندگان / ترجمه جنگ خلیج فارس پرونده محرمانه اثر پیر سالینجر و اریک لوران، تهران: البرز.

1371: ترجمه و تدوین سخن پاز اثر اکتاویو پاز، تهران: گردون و اصفهان: جی / حافظ اندیشه، نظری به اندیشه حافظ همراه با انتقاد گونه ای از تصوف، تهران: نشر نو / سیاووش بر آتش، تحلیلی بر داستان های کاووس، سیاوش، فریدون و کیخسرو بر اساس شاهنامه فردوسی، تهران: شرکت سهامی انتشار / نمایشنامه هملت / هملت بر اساس نمایشنامه ویلیام شکسپیر، تهران: روشنگران.

1373: ترجمه چرا شوروی متلاشی شد اثر گروه نویسندگان، تهران: البرز.

1374: آزادی و فرهنگ، مجموعه مقالات، تهران: مرکز / عبور از فرهنگ بازرگانی، مجموعه مقالات.

 مارکس و سایه هایش که پس از مرگ وی منتشر شد.

1382: نشریه آزادی چاپ پاریس شماره سی ام رابه یادواره دکتر مصطفی رحیمی اختصاص داد.

پاینده باد ایران


 
 
آشنایی با دکتر مصطفی رحیمی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

مصطفا رحیمی نویسنده و مترجم ایرانی به سال 1305 خورشیدی در نائین اصفهان چشم به جهان گشود و در 1381 در تهران دیده از جهان فروبست.

تحصیلات ابتدایی را در نایین به پایان رساند و مدتی به سرد رفت، دوره دبیرستان را در اصفهان بود. آن گاه در دانشکده حقوق تهران به تحصیل پرداخت، سپس به پاریس رفت و با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. او دکترای خود را از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کرد.

دکتر رحیمی در بازگشت به ایران وارد دادگستری شد. و به تدریس ادبیات غرب در دانشگاه تهران روی آورد.

او با ترجمه هایی از سارتر، دوبوار، کامو، برشت و دیگران در شناسایی هنر، ادبیات و مکتب های فلسفی غرب در فضای روشن فکری کوشید و خود نیز آثاری را به نگارش درآورد.

او پس از انقلاب به خاطر نوشتن مطلب عصرانه حکومت قانون زندانی شد و تا پایان عمر در انزوا زیست.

پاینده باد ایران


 
 
نمونه ای از اشعار عبد الرزاق اصفهانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

منم آن کس که عقل را جانم / منم آن کس که روح را مانم

دعوی فضل را چو معناام / معنی عقل را چو برهانم

گلبن روح را چو صدبرگم / باغ دل را هزاردستانم

نثر را نوشکفته بستانم / نظم را دسته بسته ریحانم

پاینده باد ایران


 
 
اشعار کمال اسمعیل اصفهانی
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

کمال از اختلاف مردمان و درگیری دائمی دو خاندان صاعدیان و خجندیان در اصفهان که اولی حنفی و دومی شافعی بودند به ستوه آمد و این شعر را سرود:

تا دردشت هست و جوباره / نیست از کوشش و کشش چاره

ای خداوند هفت سیاره / پادشاهی فرست خون خواره

تا که دردشت را چو دشت کند / جوی خون آورد ز جوباره

عدد مردمان بیفزاید / هر یکی را کند دو صد پاره

پیش گویی او درست از آب درآمد و دعای او مستجاب شد! به سال 633 قمری مغولان به اصفهان حمله آوردند و کمال نیز در حاشیه شهر به خانقاهی پناه برد تا این که سرانجام در سال 635 به دست مغولان به شهادت رسید و در محله دردشت نزدیک جوباره به خاک رفت. هم اکنون مسیر کنار مزار او به نام خیابان کمال خوانده می شود. ضمن این که مسیری در کنار زاینده رود نیز به نام خیابان کمال اسماعیل نامگذاری شده است.

درباره کمال اسماعیل می توان به این منابع نگریست:

جان معنی: زندگی و شعر کمال اسمعیل اصفهانی اثر محمد مهیار، قم: باورداران، 1378.

چکیده مقالات همایش کمال اسماعیل در اصفهان، اصفهان: مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل.

از دیوان او نیز این چاپها را سراغ دارم:

دیوان کمال الدین اسمعیل اصفهانی چاپ سنگی بمبئی، 1307ق.

انتشارات روزنه در تهران این چاپ سنگی را به صورت افست در سال 1376 در قطع رحلی منتشر کرد.

به تصحیح حسین بحرالعلومی، تهران: دهخدا 1348.

پاینده باد ایران


 
 
سیل در تهران
نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

امروز ظهر در تهران هوا ابری شد و باران آمد. همه فکر می کردند این باران بهاری زود بند خواهد آمد. ولی اندکی طولانی بود. دانه ها درشت و سرعت هم بالا بود. در اصفهان خودمان قدیمی ها با مادیها یعنی جوی ها عمیق و عریض فکر یک همچنین روزهایی را کرده اند ولی قضیه در تهران متفاوت است. حیوونکی ها از باران هم خیلی می ترسند. جوی ها لبریز شد. آب کله می زد و وارد پیاده رو و خیابان می شد. ماموران شهرداری به رفع موانع در جویها پرداختند ولی خوب در بعضی جاها هم چیزی گیر نکرده بود فقط جوی دیگر گنجایش نداشت. آتش نشانی آمد و آب اضاضه را مکید. مصلا چون در گودی قرار دارد وضع بدی را برای غرفه داران و فروشندگان کتاب پیش آورد. ایستگاه های اتوبوس هم پر از آب شد و مسافران از خیر سوار شدن بر اتوبوس گذشتند. دکتر اصفهانیان فداکاری کرد و کاپشن خود را در اختیار میراث یار گذاشت تا بدن نحیفش نچاید.

پاینده باد ایران